User Tools

Site Tools


nemoone:اعلی:آیات_6_تا_13

[سوره الأعلی (87) : آیات 6 تا 13]

اشاره

سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ (6) إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ اَلْجَهْرَ وَ مٰا یَخْفیٰ (7) وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْریٰ (8) فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ اَلذِّکْریٰ (9) سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشیٰ (10) وَ یَتَجَنَّبُهَا اَلْأَشْقَی (11) اَلَّذِی یَصْلَی اَلنّٰارَ اَلْکُبْریٰ (12) ثُمَّ لاٰ یَمُوتُ فِیهٰا وَ لاٰ یَحْییٰ (13)

ترجمه:

6-ما به زودی (قرآن را) بر تو قرائت می کنیم و هرگز فراموش نخواهی کرد.

7-مگر آنچه را خدا بخواهد، که او آشکار و پنهان را می داند.

8-و ما تو را برای انجام هر کار خیر آماده می کنیم.

9-پس تذکر ده اگر تذکر مفید باشد.

10-و به زودی آنها که از خدا می ترسند متذکر می شوند.

11-اما بدبخت ترین افراد از آن دوری می گزیند.

12-همان کسی که در آتش بزرگ وارد می شود.

13-سپس در آن آتش نه می میرد و نه زنده می شود.

ص: 392

تفسیر:

ما تو را برای هر کار خیر آماده می کنیم

در آیات گذشته سخن از ربوبیت و“توحید”پروردگار بود و به دنبال آن در آیات مورد بحث سخن از قرآن و“نبوت”پیامبر ص است، در آیات گذشته سخن از“هدایت عمومی”موجودات بود، و در آیات مورد بحث سخن از“هدایت نوع انسان”است، و بالآخره در آیات گذشته تسبیح پروردگار علی اعلی آمده بود، و در این آیات از قرآن که بیانگر این تسبیح است سخن به میان می آورد.

می فرماید: “ما به زودی بر تو قرائت می کنیم و هرگز فراموش نخواهی کرد (سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ) .

بنا بر این هنگام نزول وحی عجله مکن، و هرگز نگران فراموش کردن آیات الهی مباش، آن کس که این آیات بزرگ را برای هدایت انسانها بر تو فرستاده، هم او حافظ و نگاهبان آنها است، آری او نقش این آیات را در سینه پاک تو ثابت می دارد، به طوری که هرگز گرد و غبار نسیان بر آن نخواهد نشست.

این نظیر مطلبی است که در آیه 114 سوره طه آمده است: فلا تعجل بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضیٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً: “برای خواندن قرآن پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود عجله مکن، و بگو پروردگارا علم مرا افزون کن”و در آیه 16 سوره قیامت می خوانیم لاٰ تُحَرِّکْ بِهِ لِسٰانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنٰا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ: “زبان خود را به قرآن حرکت مده پیش از آنکه وحی بر تو تمام شود، بر ما است که آن را جمع آوری کنیم و بر تو بخوانیم”.

* ص: 393 سپس برای اثبات قدرت خداوند و اینکه هر خیر و برکتی است از ناحیه او است می افزاید: (تو چیزی از آیات الهی را فراموش نمی کنی) مگر آنچه را خدا بخواهد که او آشکار و پنهان را می داند” (إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ مٰا یَخْفیٰ) . مفهوم این تعبیر آن نیست که پیامبر ص چیزی از آیات الهی را فراموش می کند و الا از گفتار او سلب اطمینان خواهد شد بلکه هدف بیان این حقیقت است که موهبت حفظ آیات الهی از سوی خدا است، و لذا هر لحظه بخواهد می تواند آن را از پیامبرش بگیرد، و یا به تعبیر دیگر هدف بیان تفاوت علم ذاتی خداوند و علم موهبتی پیامبرش ص است. این آیه در حقیقت شبیه چیزی است که در باره خلود بهشتیان در آیه 108 سوره هود آمده است: وَ أَمَّا الَّذِینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّهِ خٰالِدِینَ فِیهٰا مٰا دٰامَتِ السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ إِلاّٰ مٰا شٰاءَ رَبُّکَ عَطٰاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ: “سعادتمندان همیشه در بهشت خواهند بود نه ما دام که آسمانها و زمین برپا است، مگر آنچه را پروردگار تو بخواهد این عطائی است که هرگز قطع نمی شود”. مسلم است که بهشتیان هرگز از بهشت بیرون نمی روند و ذیل آیه خود گواه این موضوع است، بنا بر این جمله“ إِلاّٰ مٰا شٰاءَ رَبُّکَ “اشاره به حاکمیت اراده و قدرت خداوند، و ارتباط همه چیز به مشیت و خواست او است، هم در آغاز پیدایش و هم در بقاء. از جمله اموری که بر این معنی گواهی می دهد این است که حفظ بعضی از مسائل و فراموشی بعضی دیگر در میان همه انسانها است، و این امتیازی نیست که خداوند آن را به عنوان یک موهبت برای پیامبرش بیان کند، بنا بر این منظور حفظ تمامی آیات قرآن و احکام و معارف اسلام است. بعضی نیز گفته اند منظور از این استثناء آیاتی است که هم محتوا و هم تلاوت ص: 394 آن هر دو نسخ شده است. ولی این تفسیر بسیار بعید به نظر می رسد، اصولا وجود چنین آیاتی ثابت نیست. بعضی نیز احتمال داده اند که استثناء از مساله قرائت باشد، بنا بر این مفهوم آیه چنین می شود: “ما به زودی بر تو قرائت می کنیم و آیات خود را بیان می داریم، مگر آیاتی که پروردگارت اراده کرده که در علم مخزون او مکتوم باشد”این تفسیر نیز با توجه به سیاق آیه بعید به نظر می رسد. جمله” إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ مٰا یَخْفیٰ “در حقیقت بیان علت مطلبی است که در جمله”سنقرئک”آمده است، اشاره به اینکه خداوندی که از تمام حقایق آشکار و پنهان با خبر است، آنچه مورد نیاز بشر بوده و هست از طریق وحی به تو القا می کند، و چیزی را در این زمینه فروگذار نخواهد کرد. این احتمال نیز وجود دارد که منظور این است که پیامبر ص در گرفتن وحی عجله نکند، و از نسیان و فراموشکاری بیم نداشته باشد، چرا که خداوند عالم به حقایق آشکار و پنهان وعده داده است که او چیزی را فراموش نکند. به هر حال این یکی از معجزات پیغمبر اسلام ص است که آیات و سوره های طولانی را با یک بار تلاوت جبرئیل به خاطر می سپرد، و همیشه به خاطر داشت، و چیزی را فراموش نمی کرد. * سپس پیامبر ص را دلداری داده، می افزاید: “ما تو را به انجام هر کار خیری توفیق می دهیم و کارها را بر تو آسان می سازیم” (وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْریٰ) (1) .

(1)

ص: 395

1- 1) بعضی گفته اند که مفهوم آیه در واقع“نیسر الیسری لک”می باشد که به عنوان تاکید تقدیم و تاخیری در آن انجام گردیده، “و نیسرک للیسری”شده البته این در صورتی است که نیسرک به معنی“نوفقک”نباشد و الا نیازی به تقدیم و تاخیر ندارد (دقت کنید) .

و به تعبیر دیگر هدف بیان این حقیقت است که در راهی که تو در پیش داری مشکلات و سختیها فراوان است، هم در راه گرفتن وحی و حفظ آن، و هم در تبلیغ رسالت و ادای آن، و هم در انجام کارهای خیر و عمل به آن، ما در تمام این امور (دریافت وحی و ابلاغ و نشر و تعلیم و عمل کردن به آن) به تو یاری می دهیم و مشکلات را بر تو آسان می سازیم.

این جمله ممکن است اشاره به محتوای دعوت پیامبر ص و تکالیف و برنامه های الهی نیز باشد یعنی محتوای آن آسان، و شریعت او شریعت سمحه سهله است، و تکالیف شاق و کمرشکن در این آئین الهی وجود ندارد.

بنا بر این، آیه فوق مفهوم بسیار وسیعی دارد هر چند بسیاری از مفسران آن را در یکی از ابعادش محدود کرده اند.

و به راستی اگر یاری و توفیق و نصرت الهی نبود پیروزی پیامبر ص بر آن همه مشکلات غیر ممکن بود.

زندگانی خود پیامبر ص نیز نمونه کاملی از تعلیم این حقیقت بود.

او در هیچ چیز، اعم از لباس و خوراک و مرکب و وسائل زندگی، سخت گیر نبود، هر غذای مناسبی را تناول می فرمود، هر گونه لباسی را که زنندگی نداشت می پوشید، گاه در بستر می آرمید، و گاه روی فرش، و گاه حتی روی شنهای بیابان، و از هر گونه تعلق و تقیدی آزاد بود.

* بعد از بیان موهبت وحی آسمانی به پیغمبر اکرم ص، و وعده توفیق و تسهیل امور برای او، به ذکر مهمترین وظیفه او پرداخته، می فرماید: “پس تذکر ده اگر تذکر مفید باشد” (فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْریٰ) . بعضی گفته اند: منظور این است که تذکر به هر حال سودمند است، ص: 396 و افرادی که به هیچوجه از آن منتفع نشوند کمند، بعلاوه حد اقل موجب اتمام حجت بر منکران می شوند که این خود منفعت بزرگی است (1) . (1) در حالی که بعضی عقیده دارند آیه محذوفی دارد و مفهومش این است تذکر ده خواه مفید باشد یا نباشد، “فذکر ان نفعت الذکری او لم تنفع”و در حقیقت شبیه چیزی است که در آیه 81 سوره نحل آمده است وَ جَعَلَ لَکُمْ سَرٰابِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ: “خداوند برای شما پیراهنهایی قرار داد که شما را از گرما (و سرما) حفظ می کند”در این آیه فقط“گرما”ذکر شده و“سرما”به قرینه مقابله معلوم می شود. ولی بعضی از مفسران اصرار دارند که“جمله شرطیه”در اینجا مفهوم دارد، و منظور این است که در آن جایی باید تذکر دهی که مفید است، و در آنجا که هیچ فایده ای ندارد لازم نیست. این احتمال نیز داده شده که“ان”در اینجا“شرطیه”نباشد، بلکه به معنی“قد”و برای تاکید و تحقیق است و مفهوم جمله این است: تذکر ده که تذکر مفید و سودمند است. از میان این چهار تفسیر، تفسیر اول از همه مناسبتر به نظر می رسد. برنامه عملی پیغمبر اکرم ص نیز گواه بر این است که او برای تبلیغات و تذکرات خود هیچ قید و شرطی قائل نبود و همگان را وعظ می کرد و انذار می نمود. ص: 397 1- 1) و اینکه قرآن می گوید: “ سَوٰاءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ ”“برای آنها یکسان است چه انذارشان کنی یا نکنی (بقره-6) تنها در مورد اقلیتی از مردم است و گرنه اکثریت خواه ناخواه تحت تاثیر سخنان بلیغ و رسا واقع می شوند، منتها بعضی زیادتر، بعضی کمتر، و بعضی بسیار کمتر ولی به هر حال سخنان سنجیده غالبا اثر دارد، بنا بر این جمله شرطیه در اینجا از قبیل قید غالبی است که مفهوم ندارد. * در آیات بعد به عکس العمل مردم در برابر تذکر وعظ و انذار پرداخته، و آنها را به دو گروه تقسیم می کند: می فرماید: “به زودی آنها که از خدا می ترسند و احساس مسئولیت می کنند متذکر می شوند” (سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشیٰ) .

آری تا روح”خشیت“و ترس، و یا به تعبیر دیگر روح”حق طلبی“ و”حق جویی“که مرتبه ای از تقوا است در انسان وجود نداشته باشد از مواعظ الهی و تذکرات پیامبران نفعی نمی برد، لذا در آغاز سوره بقره قرآن را مایه هدایت برای پرهیزگاران شمرده می گوید: هُدیً لِلْمُتَّقِینَ.

* و در آیه بعد به گروه دوم پرداخته می افزاید: “اما بدبخت ترین افراد از آن دوری می گزینند” (وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی) (1) . (1) در بعضی از روایات آمده است که ابن عباس می گوید: آیه” سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشیٰ “در باره”عبد اللّٰه بن ام مکتوم“آن مرد نابینای پاکدل حق طلب نازل شده، و بعضی گفته اند: آیه” وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی “در باره”ولید بن مغیره“و”عتبه بن ربیعه“است که از سران شرک و کفر بودند (2) . (2) بعضی گفته اند که منظور از”اشقی“در اینجا معاندین و دشمنان حق است، چرا که مردم سه گروهند: گروهی عارف و آگاه، و گروهی متوقف و شاک، و گروهی معاند، و طبیعی است که گروه اول و دوم از تذکرات منتفع می شوند، تنها گروه سودمند که بهره مثبتی نمی گیرند و تنها تاثیر تذکر در مورد آنها همان ص: 398 1- 1) ضمیر در”یتجنبها“به”ذکری“بر می گردد که در آیات قبل آمده است (دقت کنید) . 2- 2) “تفسیر قرطبی”جلد 10 صفحه 7110-قسمت دوم در”تفسیر کشاف“و”روح المعانی“ذیل آیات مورد بحث آمده. اتمام حجت است. ضمنا از این آیه استفاده می شود که پیامبر ص گروه سوم را هم نیز مشمول تذکرات خود قرار می داد، ولی آنها دوری می کردند و چهره بر می تافتند. قابل توجه این است که در این دو آیه”شقاوت“نقطه مقابل”خشیت“ قرار داده شده، در حالی که قاعده باید در مقابل سعادت قرار گیرد، و این به خاطر آن است که ریشه اصلی سعادت و خوشبختی انسان، همان احساس مسئولیت و خشیت است. * و در آیه بعد سرنوشت گروه اخیر را چنین بیان می کند”همان شقاوتمندی که در آتش بزرگ دوزخ وارد می شود، و در آن جای می گیرد“ (اَلَّذِی یَصْلَی النّٰارَ الْکُبْریٰ) .

* “سپس در آن آتش برای همیشه می ماند، نه می میرد، و نه زنده می شود” (ثُمَّ لاٰ یَمُوتُ فِیهٰا وَ لاٰ یَحْییٰ) . یعنی نه می میرد که آسوده گردد، و نه حالتی را که در آن است می توان زندگی نام نهاد، بلکه دائما در میان مرگ و زندگی دست و پا می زند، و این بدترین بلا و مصیبت برای آنها است. در اینکه منظور از” اَلنّٰارَ الْکُبْریٰ “ (آتش بزرگ) چیست؟ جمعی گفته اند منظور پائین ترین طبقه جهنم و اسفل السافلین است، چرا چنین نباشد که آنها شقی ترین و معاندترین مردم بودند، و عذاب آنها نیز باید سخت ترین و هولناک ترین عذاب باشد. ولی بعضی گفته اند که توصیف این آتش به”کبری“در مقابل آتش”صغری“ است، یعنی آتشهای این دنیا می باشد، همانگونه که در حدیثی آمده که امام ص: 399 صادق ع فرمود: ان نارکم هذه جزء من سبعین جزء من نار جهنم، و قد اطفئت سبعین مره بالماء ثم التهبت و لو لا ذلک ما استطاع آدمی ان یطیقها: “این آتش شما جزئی از هفتاد جزء از آتش دوزخ است، که هفتاد مرتبه با آب خاموش شده، باز شعله ور گردیده و اگر چنین نبود هیچ انسانی قدرت تحمل آن را نداشت و نمی توانست در کنار آن قرار گیرد (1) . (1) در دعای معروف کمیل که از امیر مؤمنان علی ع منقول است در باره مقایسه آتش دنیا و آخرت می خوانیم: علی ان ذلک بلاء و مکروه قلیل مکثه یسیر بقائه قصیر مدته: “این بلا و مکروهی است که توقف آن کم و بقایش مختصر و مدتش کوتاه است”. *

ص: 400

1- 1) “بحار الانوار”جلد 8 صفحه 288 حدیث 21.

nemoone/اعلی/آیات_6_تا_13.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki