[سوره الأعراف (7) : آیات 109 تا 112]
اشاره
قٰالَ اَلْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ (109) یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ (110) قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی اَلْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ (111) یَأْتُوکَ بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ (112)
ترجمه:
109-اطرافیان فرعون گفتند: بدون شک این ساحر دانایی است! 110-می خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند، نظر شما چیست؟ (و در برابر او چه باید کرد) .
111- (سپس به فرعون) گفتند (جریان کار) او و برادرش را به تاخیر انداز و جمع آوری کنندگان را به همه شهرها بفرست.
112-تا هر ساحر دانا (و کار آزموده) ای را به خدمت تو بیاورند.
تفسیر:
مبارزه شروع می شود
در این آیات، سخن از نخستین واکنشهای فرعون و دستگاه او در برابر دعوت موسی و معجزاتش به میان آمده است.
آیه نخست از قول اطرافیان فرعون چنین نقل می کند که آنها با مشاهده اعمال خارق العاده موسی فورا وصله سحر به او بستند“و گفتند این ساحر دانا و کهنه کار و آزموده ای است”! (قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ) .
ولی از آیات سوره“شعراء”استفاده می شود که این سخن را فرعون درباره موسی گفت“ قٰالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ ”: “فرعون به اطرافیان خود
ص: 286
گفت این مرد ساحر دانایی است” (شعراء-34) .
اما این دو آیه هیچگونه منافاتی با هم ندارند، زیرا بعید نیست که این سخن را نخست فرعون گفته باشد، چون همه چشمها به دهان او دوخته شده بود سپس اطرافیان متملق و چاپلوسش که هیچ هدفی جز ارضای رئیس خود نداشتند، و چشمشان همواره به دهان و قیافه و اشاره او دوخته شده است، سخن او را تکرار کردند و یک زبان گفتند: “صحیح است، این مرد ساحر آزموده ای است”این برنامه اختصاص به فرعون و اطرافیان او ندارد، بلکه درباره همه ستمگران جهان و کارگردانان آنها صادق است.
* سپس افزودند هدف این مرد این است که شما را از سرزمین و وطنتان بیرون براند“ (یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ) . یعنی او نظری جز استعمار و استثمار و حکومت بر مردم و توسعه طلبی و غصب سرزمین دیگران ندارد و این کارهای خارق العاده و ادعای نبوت همه برای وصول به این هدف است. و بعد گفتند با توجه به این اوضاع و احوال عقیده شما در باره او چیست؟ (فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ) . یعنی درباره موسی به مشورت نشستند و به تبادل نظر و شور پرداختند زیرا ماده”امر“همیشه به معنی فرمان نیست، بلکه به معنی مشورت نیز می آید. در اینجا باید توجه داشت که این جمله نیز در سوره شعرا آیه 35 از زبان فرعون نقل شده که او به اطرافیان خود خطاب می کند و می گوید درباره موسی چه می اندیشیدید و چه نظر می دهید؟ و گفتیم این دو منافاتی با هم ندارند. این احتمال نیز از طرف بعضی از مفسران داده شده است که جمله”فما ذا تامرون“در آیه مورد بحث خطابی باشد که اطرافیان فرعون به فرعون کرده اند ص: 287 و صیغه جمع برای رعایت تعظیم است، ولی احتمال اول نزدیکتر به نظر می رسد. * به هر حال نظر همگی بر این قرار گرفت که به فرعون”گفتند: درباره او و برادرش (هارون) عجله مکن و هر گونه تصمیمی در این باره را به بعد موکول کن، ولی مامور جمع آوری به همه شهرها بفرست“ (قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ) .
* “تا همه ساحران ورزیده و آزموده و دانا را به سوی تو فرا خوانند و به محضر تو بیاورند” (یَأْتُوکَ بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ) . آیا این پیشنهاد از طرف کارگردانان دستگاه فرعون به خاطر آن بود که واقعا احتمال می دادند دعوی موسی، دعوی صادقانه باشد، و می خواستند او را بیازمایند، و یا اینکه به عکس او را در دعوی خود، کاذب می دانستند، و برای هر گونه تلاش و جنبش همانند تلاشها و جنبشهای خودشان انگیزه سیاسی قائل بودند که برای یک سلسله مقاصد شخصی انجام گرفته است، و از آنجا که عجله در کشتن موسی و هارون با توجه به دو معجزه عجیبش باعث گرایش عده زیادی به او می شد و چهره”نبوت“او با چهره”مظلومیت و شهادت“آمیخته شده، جاذبه بیشتری به خود می گرفت، لذا نخست به این فکر افتادند که عمل او را با اعمال خارق العاده ساحران خنثی کنند و آبرویش را بریزند سپس او را بقتل برسانند تا داستان موسی و هارون برای همیشه از نظرها فراموش گردد! احتمال دوم با قرائن موجود در آیات به نظر نزدیکتر می رسد. *
ص: 288
