Table of Contents
سوره طور، آيات 1 تا 10
بـسـم اللّه الرّحـمـن الرّحـيـم
و الطـّور (1)
و كـتاب مسطور (2)
فى رقّ منشور (3)
والبيت المعمور (4)
والسّقف المرفوع (5)
والبحر المسجور (6)
انّ عذاب ربّك لواقع (7)
ما له من دافـع (8)
يـوم تـمـور السـّمـاء مـورا (9)
و تـسـيـر الجبال سيرا (10)
ترجمه آيات
به نام خداى رحمان و رحيم. سوگند به كوه طور (1) .
و كتاب نوشته شده (اى كه در اين كوه نازل شد) (2) .
كتابى كه در اوراق است نساخ و منتشر مى شود (3) .
و سوگند به خانه اى (كه همواره) آباد است (4) .
و سوگند به (آسمان كه) سقف بلند است (5) .
و به دريايى كه مالامال از آتش افروخته است (6) .
كه محققا عذاب پروردگارت واقع خواهد شد (7) .
و هيچ چيز جلوگيرش نمى تواند باشد (8) .
(و
اين
عذاب در) روزى واقع مى شود كه آسمان (چون دود) به حركت در مى آيد (9) .
و كوهها در اثر زلزله هاى شديد به راه خواهند افتاد (10)
اشاره به مفاد كلى سوره مباركه طور و بيان مقصود از (طور) (طور)
بيان آيات
غـرض ايـن سـوره تـهـديد و انذار كسانى است كه هر آيتى را تكذيب نموده و همواره با حق عـنـاد مـى ورزنـد. مـى خواهد اينگونه كفار را به عذابى كه براى روز قيامتشان آماده كرده بـيم دهد و به همين منظور با سوگندهايى غليظ، از وقوع چنين عذابى و تحقق آن در قيامت خـبر مى دهد و مى فرمايد: عذاب آن روز، ايشان را رها نخواهد كرد تا بر آنان واقع شود، و هيچ گريزى از آن ندارند.
سـپـس پـاره اى از صـفات آن عذاب و آن ويل را كه عذابى است عمومى و جدا ناشدنى بيان مى كند، و در مقابل، قسمتى از نعمتهاى اهل نعيم آن روز را كه همان متقين هستند شرح مى دهد، هـمـانـهـايـى كـه در دنـيا در ميان اهل خود به شفقت رفتار مى كردند، و خدا را به ايمان مى خواندند، و به يكتايى مى ستودند.
و آنـگـاه شـروع مـى كـنـد بـه تـوبـيـخ مـكـذبـيـن، كـه نـسـبـتـهـاى نـاروايـى بـه رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه وآله وسـلم) و بـه قـرآن و ديـن حـقـى كـه بـر آن جـنـاب نازل شده مى دادند.
و در پـايـان، سـوره را بـا تـكـرار هـمـان تـهـديـدهـا خـتـم نـمـوده، رسـول گـرامـى خود را دستور مى دهد به اين كه پروردگار خود را تسبيح گويد. و اين سوره شهادت سياق آياتش، در مكّه نازل شده است.
و الطور
بـعـضـى از مـفسرين گفته اند: (طور)
به معناى مطلق كوه است، و هر كوهى را طور مى گويند، و ليكن است عمالش در آن كوهى كه موسى (عليه السلام) با خداى تعالى سخن گفت غلبه يافته، و در آيه مورد بحث هم مناسبتر آن است كه همان كوه منظور باشد، چون سـوگـنـد هـمواره به چيزى مى خورند نوعى قداست داشته باشد، و از ميان كوهها اين كوه اسـت خداى تعالى مقدسش دانسته، و پر بركتش ساخته است، همچنان كه در آيه (و طور سينين)
نيز به آن سوگند ياد كرده و در آيه (و ناديناه من جانب الطّور الايمن)
از آن نام برده،
و در آيـه (فـاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوى)
آن را وادى مقدس خوانده، و در آيه نـودى مـن شـاطـى ء الواد الايـمـن فـى البقعة المباركة من الشجرة)
آن را بقعه اى مبارك دانسته كه در كرانه دست راست وادى، قرار دارد.
بعضى
هم گفته اند: (مراد مطلق كوهها است و خدا به همه كوهها سوگند ياد كرده از اين جـهـت كـه در كـوهـهـا انـواع نـعـمـتـهـا را قـرار داده و دربـاره آنـهـا فـرمـوده: (و جـعـل فـيـها رواسى من فوقها و بارك فيها - خداوند در زمين و بر بالاى آن كوههايى پا بر جا قرار داده و بركتها در آن نهاده.)
اقـوال مـخـتـلف در مـعـنـاى (رق) (رق)
و مـراد از كـتـابـى كه مسطور و در رقى منشور است
و كتاب مسطور فى رقّ منشور
بـعـضـى گـفـتـه انـد: كلمه (رقّ)
به معناى مطلق چيزهايى است كه در آن چيزى نوشته شود، مانند كاغذ.
بعضى ديگر گفته اند: به معناى ورق است.
و بـعـضـى گـفـتـه اند: به معناى خصوص ورقهايى است كه از پوست حيوانات درست مى كردند.
و كلمه نشر كه مصدر كلمه (منشور)
است به معناى گستردن و متفرق كردن است.
و مراد از (كتابى كه مسطور و در رقى منشور است)
به گفته بعضى لوح محفوظ است كه خدا تمامى حوادث عالم را آنچه بوده و هست و خواهد بود در آن نوشته، و ملائكه آسمان، آن را مى خوانند (و اجراء مى كنند) .
بعضى هم گفته اند: مراد از آن قرآن كريم است كه خدا آن را در لوح محفوظ نوشته.
و بـعـضـى گفته اند: تورات است كه در سابق در كاغذهاى پوستى نوشته مى شد، و هر وقت مى خواست ند آن را بخوانند لوله
كاغذ
را باز مى كردند و مى خواندند.
و بـه نـظـر مـا مـنـاسـب تـر بـا آيـه قـبـلى آن اسـت كـه بـگـويـيـم: مـنـظـور از آن هـمـان قول اخير است.
مقصود از بيت معمور و بحر مسجور
و البيت المعمور
بـعـضـى گـفـته اند: مراد از (بيت معمور)
كعبه مشرفه است، چون كعبه اولين خانه اى بـود كـه بـراى عـبادت مردم بنا شد، و همواره از اولين روز بنايش تا كنون آباد و معمور بـوده اسـت، هـمـچـنـان كـه قـرآن كـريـم دربـاره اش مـى فـرمـايـد: (انـّ اوّل بيت وضع للنّاس للّذى ببكة مباركا و هدى للعالمين)
.
ولى، در روايات وارده، آمده كه (بيت معمور)
خانه اى است در آسمان، برابر كعبه كه محل زيارت ملائكه است.
و اگـر كـلمـه (كتاب)
در اين آيه نكره و بدون الف و لام آمده براى اين است كه اشاره كـنـد بـه اين كه چنين كتابى بى نياز از تعريف است ، و اين قسم نكره آوردن، خود نوعى تعريف و مستلزم آن است.
و السقف المرفوع
منظور از (سقف بر افراشته)
، آسمان است.
و البحر المسجور
راغـب در مـفـردات مى گويد: كلمه (سجر)
كه مسجور از آن گرفته شده معناى شعله ور كردن و تيز كردن آتش است.
ولى صـاحب مجمع البيان گفته: (مسجور به معناى مملو است، مثلا وقتى گفته مى شود: (سجرت التنور)
، معنايش اين است كه من تنور را پر از آتش كردم)
.
و آيـه شـريـفـه بـه هـر دو مـعـنـا تـفـسـيـر شـده، مـؤ يـد مـعـنـاى اول آيـه (و اذا البـحـار سـجـرت)
اسـت، و در حديث آمده كه در روز قيامت درياها آتشى افروخته مى شوند.
بـعـضـى هـم گـفـتـه انـد: مـراد از (بـحـر مسجور)
دريايى است كه آبش خشك شده و در بسترش آتش افروخته مى شود.
ان عذاب ربّك لواقع ما له من دافع
اين آيه، جواب سوگند سابق است، و مراد از عذابى كه از واقع شدنش خبر مى دهد عذاب روز قـيـامـت است، همان عذابى كه كفار تكذيب كننده آيات خداى را، به آن تهديد مى كرد، هـمـچـنـان كه آيه بعدى هم به آن اشاره مى كند و مى فرمايد: روزى كه آسمان به سرعت بـه حـركت در مى آيد، و جمله
(
ما له من دافع)
دلالت دارد بر اين كه اين عذاب از امورى است كه قضايش رانده شده و گريزى از وقوعش نيست، همچنان كه در جاى ديگر، همين معنا آمده مى فرمايد: (و ان الساعة اتية لا ريب فيها و انّ اللّه يبعث من فى القبور)
. (عذاب ربّك)
- اگر عذاب را به رب رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) نسبت داده و فرموده است (عذاب پروردگارت)
، با اين مى توانست بفرمايد: (عذاب اللّه - عـذاب خـدا)
بـراى اسـت رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليه و آله و سلم) را عليه آنهايى كه دعوتش را تكذيب كردند تأييد نمايد و آن جناب را دلگرم كند كه پروردگارش در چنين روزى خـوارش نـمـى سـازد، و بـى ياورش نمى گذارد. همچنان كه همين مضمون را در جاى ديگر آورده مى فرمايد: (يوم لا يخزى اللّه النبى و الذين امنوا معه)
.
يوم
تمور السماء مورا و تسير الجبال سيرا
كـلمه (يوم)
ظرف است براى جمله (ان عذاب ربك لواقع)
، مى فرمايد عذاب مذكور در چنين روزى و در چنين ظرفى محقق مى شود.
معناى جمله (تمور السماء...) (تمور السماء...)
در وصف روز قيامت
و كـلمـه (مـور)
- بـه طـورى كـه در مجمع البيان آمده - به معناى تردد و آمد و رفت چيزى چون دود است، همچنان كه دود در فضا مى پيچد و آمد و شد مى كند تا از بين برود.
راغب هم قريب به اين معنى را بيان كرده و گفته: (به معناى جريان سريع است)
.
به هر حال در اين آيه شريفه، اشاره اى است به درهم پيچيده شدن عالم آسمان ها كه در آيـه شـريـفـه (اذا السماء انفطرت و اذا الكواكب انتثرت)
و آيه شريفه (يوم نطوى السماء كطى السجل للكتب)
و آيه (و السموات مطويات بيمينه)
نيز آمده.
هـمـچـنـان
كـه جـمـله (و تـسـيـر الجـبـال سـيـرا)
اشـاره اسـت بـه آن زلزله عـظـيـمى كه قـبـل از قـيـام قـيـامـت در زمـين رخ مى دهد، و قرآن كريم در چند جا از آن ياد كرده، مانند آيه شـريـفـه (اذا رجـت الارض رجـا و بـسـت الجـبال بسا فكانت هباء منبثا)
و آيه (و سيرت الجبال فكانت سرابا)
.
بحث روايتى
(روايـاتـى دربـاره مـراد از طـور، بيت معمور و…. كـه بـد انـهـا قـسم ياد شده است)
در تـفـسـيـر قـمـى در ذيل آيه (و الطور و كتاب مسطور)
مى گويد: طور كوهى است در طـور سـيناء. (و به گفته وى معلوم مى شود در سيناء سر زمينى است به نام طور كه كوه طور در آن واقع شده) .
و در مـجـمـع البـيـان در ذيـل آيـه (و البـيـت المـعـمـور)
بـه نـقـل از ابـن عـبـاس و مـجـاهـد مـى گويد: بيت معمور خانه اى است در آسمان چهارم، و درست مقابل كعبه، و از بس ملائكه براى عبادت در آن آمد و شد دارند هميشه معمور و آباد است. و از امـيـرالمؤمنـيـن (عليه السلام) هـم روايت شده فرموده : در هر روز هفتاد هزار فرشته داخل آن مى شوند، و چون بر مى گردند ديگر تا ابد آنجا را زيارت نمى كنند.
مؤلف: ايـن مـطلب را كه بيت معمور خانه اى است در آسمان كه ملائكه پيرامون آن طواف مـى كـنـنـد، در روايـات شـيـعـه و سـنـى هـر دو آمـده، امـاروايـات در تـعـيـيـن مـحـل خـانـه مـذكـور اخـتـلاف دارند، در بيشتر آنها آمده كه در آسمان چهارم واقع است. و در بعضى آمده كه در آسمان اول است.
و بعضى ديگر محل آن را آسمان هفتم دانسته.
و نـيـز صـاحـب مـجـمـع البـيـان از عـلى (عليه السلام) نـقـل كـرده كـه در تـفـسير آيه (والسقف المرفوع)
فرموده: سقف مرفوع، همان آسمان است.
و در تفسير قمى از امام (عليه السلام) نقل كرده كه فرمود: سقف مرفوع، آسمان، و بحر مسجور، درياها است، كه در روز قيامت افروخته مى شود.
و در
مـجـمـع
البـيـان در مـعـنـاى بـحـر مـسـجـور گـفـتـه: يـعـنـى دريـايـى مـمـلو - نـقـل از قـتـاده. و بـعـضـى گـفـتـه انـد: يـعـنـى افـروخـتـه و سـرخ شـده مـانـند تنور - نـقـل از مجاهد و ضحاك واخفش و ابن زيد. بعضى هم گفته اند: درياها در روز قيامت آتش مى شود و چون آهن سرخ مى گردد، آنگاه همه را به هم راه داده و به آتش دوزخ راه مى دهند.
