[سوره المطففین (83) : آیات 18 تا 28]

اشاره

کَلاّٰ إِنَّ کِتٰابَ اَلْأَبْرٰارِ لَفِی عِلِّیِّینَ (18) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا عِلِّیُّونَ (19) کِتٰابٌ مَرْقُومٌ (20) یَشْهَدُهُ اَلْمُقَرَّبُونَ (21) إِنَّ اَلْأَبْرٰارَ لَفِی نَعِیمٍ (22) عَلَی اَلْأَرٰائِکِ یَنْظُرُونَ (23) تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَهَ اَلنَّعِیمِ (24) یُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ (25) خِتٰامُهُ مِسْکٌ وَ فِی ذٰلِکَ فَلْیَتَنٰافَسِ اَلْمُتَنٰافِسُونَ (26) وَ مِزٰاجُهُ مِنْ تَسْنِیمٍ (27) عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا اَلْمُقَرَّبُونَ (28)

ص: 269

ترجمه:

18-چنان نیست که آنها (در باره معاد) خیال می کنند، بلکه نامه اعمال نیکان در“علیین” است.

19-و تو چه می دانی علیین چیست؟! 20-نامه ای است رقم زده شده و سرنوشتی است قطعی.

21-که مقربان شاهد آنند.

22-مسلما نیکان در انواع نعمت متنعمند.

23-بر تختهای زیبای بهشتی تکیه کرده و به زیبائیهای بهشت می نگرند.

24-در چهره های آنها طراوت و نشاط نعمت را می بینی.

25-آنها از شراب زلال دست نخورده سربسته ای سیراب می شوند.

26-مهری که بر آن نهاده شده از مشک است، و در این نعمتهای بهشتی باید راغبان بر یکدیگر پیشی گیرند! 27-این شراب (طهور) ممزوج با تسنیم است.

28-همان چشمه ای که مقربان از آن می نوشند.

تفسیر:

علیین در انتظار ابرار است

به دنبال توصیفی که در آیات گذشته در باره“فجار”و نامه اعمال و سرنوشت آنها آمده، در این آیات، سخنی از گروه مقابل آنان، یعنی ابرار و نیکان است که ملاحظه افتخارات و امتیازات آنها در برابر فاجران، موقعیت هر دو را روشنتر می سازد.

نخست می فرماید: “چنان نیست که آنها در باره معاد می پندارند، بلکه نامه اعمال ابرار و نیکان در”علیین“است” (کَلاّٰ إِنَّ کِتٰابَ الْأَبْرٰارِ لَفِی عِلِّیِّینَ) .

“علیین”جمع“علی” (بر وزن ملی) در اصل به معنی مکان بالا یا اشخاصی

ص: 270

است که در محل بالا می نشینند، و به ساکنان قسمتهای مرتفع کوه ها نیز اطلاق شده است، و در اینجا جمعی آن را به معنی“برترین مکان آسمان”یا“برترین مکان بهشت”تفسیر کرده اند.

بعضی نیز گفته اند که ذکر آن به صیغه جمع به خاطر تاکید است و به معنی علو فی علو یعنی“بلندی در بلندی”می باشد.

به هر حال شبیه همان دو تفسیر که در آیات سابقه در باره“سجین”داشتیم در اینجا نیز صادق است.

نخست اینکه منظور از کتاب الأبرار نامه اعمال نیکان و پاکان و مؤمنان است، و هدف بیان این نکته است که نامه اعمال آنها در یک دیوان کل که بیانگر تمام اعمال مؤمنان است قرار دارد، دیوانی که بسیار بلند مرتبه و والا مقام است.

یا اینکه نامه اعمال آنها بر فراز آنها در شریفترین مکان، یا بر فراز بهشت در بلندترین مقام جای دارد، و همه اینها نشان می دهد که مقام خود آنها فوق العاده بلند و والا است.

در حدیثی می خوانیم که پیغمبر اکرم ص فرمود: منظور از“علیین” آسمان هفتم و زیر عرش خدا است (1) .

(1)

و این درست نقطه مقابل نامه اعمال“فجار”است که در پست ترین محل یا پائین ترین طبقات دوزخ قرار گرفته.

تفسیر دیگر اینکه“کتاب”در اینجا به معنی سرنوشت و حکم قطعی الهی است که مقرر داشته نیکان در اعلی درجات بهشت باشند.

و البته جمع میان این دو تفسیر نیز ممکن است که هم نامه اعمال آنها

ص: 271

1- 1) “تفسیر قرطبی”جلد 10 صفحه 7053، “مجمع البحرین”ماده“علو”.

در یک دیوان کل قرار دارد، و هم مجموعه آن دیوان بر فراز آسمانها است و هم فرمان الهی بر آن قرار گرفته که خودشان در بالاترین درجات بهشت باشند.

* سپس برای بیان اهمیت و عظمت“علیین”می افزاید: “تو چه می دانی علیین چیست” (وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا عِلِّیُّونَ) . اشاره به اینکه مقام و مکانی است برتر از“خیال و قیاس و گمان و وهم” که هیچکس حتی پیغمبر اکرم ص نیز نمی تواند ابعاد عظمت آن را دریابد. * سپس خود قرآن به توضیح بیشتر پرداخته، می افزاید: “علیین نامه ای است رقم زده شده” (کِتٰابٌ مَرْقُومٌ) .

این بنا بر تفسیری است که“علیین”را به معنی دیوان کل نامه اعمال ابرار معرفی می کند، و اما بنا بر تفسیر دیگر معنی آیه چنین است: “این سرنوشت حتمی است که خداوند در باره آنها رقم زده که جایگاهشان برترین درجات بهشت باشد” (بنا بر این“کتاب مرقوم”تفسیری است بر“کتاب الأبرار”نه بر “علیین” (دقت کنید) .

* سپس می افزاید: “این کتاب کتابی است که مقربان آن را مشاهده می کنند یا بر آن گواهی می دهند” (یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ) . گرچه جمعی از مفسران“مقربون”را در این آیه به معنی فرشتگانی که مقرب درگاه الهی هستند تفسیر کرده اند، فرشتگانی که ناظر بر نامه اعمال یا سرنوشت حتمی ابرار و نیکانند. ص: 272 ولی آیات بعد به خوبی نشان می دهد که“مقربون”گروهی از خاصان و برگزیدگان مؤمنانند که مقامی بس والا دارند، و شاهد و ناظر نامه اعمال ابرار و نیکان دیگرند، همانگونه که در آیه 10 و 11 سوره واقعه بعد از ذکر دو گروه“اصحاب المیمنه”و“اصحاب المشئمه”می فرماید: وَ السّٰابِقُونَ السّٰابِقُونَ أُولٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ: “و پیشگامان پیشگام مقربان درگاه اویند”. و در آیه 89 سوره“نحل”می خوانیم: وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّهٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ: “به یاد آورید روزی را که از هر امتی گواهی از خودشان بر آنها مبعوث می کنیم و تو را گواه آنها قرار می دهیم”. * سپس به شرح بخشی از پاداشهای عظیم ابرار و نیکان پرداخته، می فرماید:

“مسلما ابرار در میان انواع نعمت متنعمند” (إِنَّ الْأَبْرٰارَ لَفِی نَعِیمٍ) .

مفهوم اصلی“نعیم”که به گفته“راغب”به معنی نعمت بسیار است به اضافه ذکر آن به صورت نکره که در اینجا دلیل بر عظمت و اهمیت است نشان می دهد که آنها دارای آن چنان نعمتها و برکاتی هستند که نمی توان آن را توصیف کرد، و این تعبیری است جامع و سربسته برای اشاره به همه مواهب مادی و معنوی بهشت.

* بعد به شرح بعضی از آنها پرداخته می فرماید: “آنها بر تختهای زیبای بهشتی تکیه کرده، و به آن مناظر زیبا و آن همه نعمت نظر می کنند و لذت می برند” (عَلَی الْأَرٰائِکِ یَنْظُرُونَ) (1) . (1) ص: 273 1- 1) در این جمله“مبتدا”محذوف است و در تقدیر“هم علی الارائک ینظرون” می باشد که در این جمله“ینظرون”حال است، و یا اینکه“علی الارائک”خبر بعد از خبر است برای“ان”در آیه قبل. “ارائک”جمع“اریکه”به معنی تختهای زیبای سلطنتی است، و یا تختهای پر زینتی که در“حجله گاه”می نهند، و در اینجا اشاره به تختهای بسیار زیبای بهشتی است که نیکان بر آن تکیه می کنند. بعضی معتقدند که اصل این کلمه فارسی است و از“ارگ”به معنی کاخ سلطنتی گرفته شده است (این واژه به معنی قلعه ای که درون شهر بوده باشد نیز آمده و از آنجا که قلعه درون شهر غالبا مخصوص شاهان است به آن اطلاق شده) . بعضی دیگر“ارائک”را مفرد و از واژه فارسی“اراک”یا“أرائک”دانسته اند که به معنی تخت پادشاهی است، سپس به معنی“پایتخت”و یا استانی که پایتخت در آن است اطلاق شده، و“عراق”را معرب“اراک”می دانند که به معنی چنین استانی است و می گویند لفظ“أرائک”به معنی بارگاه و تخت سلطنتی در “اوستا”نیز آمده است. در حالی که بعضی از علمای لغت عرب ریشه آن را عربی می دانند، و معتقدند از واژه“اراک”که نام درخت معروفی است و با آن تخت و سایبان درست می کردند گرفته شده (1) . (1) ولی آنچه از موارد استعمال این کلمه در قرآن مجید استفاده می شود این است که به همان معنی تختهای زیبا و مزین است که صاحبان نعمت و قدرت از آن استفاده می کنند. در تعبیر“ینظرون” (نگاه می کنند) که به صورت سربسته بیان شده نمی فرماید به چه می نگرند؟ تا مفهوم وسیع و گسترده ای داشته باشد، آری آنها ص: 274 1- 1) به لغتنامه“دهخدا”، کتاب“دیوان دین”و“مفردات راغب”و“برهان قاطع” مراجعه شود. به لطف خدا می نگرند، به جمال بی مثال او، به انواع نعمتهای بهشتی، و به زیبائیهای خیره کننده ای که در بهشت برین است می نگرند، چرا که یکی از مهمترین لذات انسانی“لذت دید و نگاه”است. * سپس می افزاید: “هر گاه به چهره های آنها بنگری طراوت و خرمی و نشاط نعمت را در آن می بینی” (تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَهَ النَّعِیمِ) .

اشاره به اینکه نشاط و سرور و شادی در چهره هایشان موج می زند و نیازی به سؤال نیست، به عکس دوزخیان که اگر در چهره هایشان بنگری غم و رنج و اندوه و بدبختی و بیچارگی از چهره هایشان نمایان است.

“نضره”همانگونه که قبلا هم اشاره کرده ایم به معنی طراوت و نشاطی است که در صورت صاحبان زندگی مرفه نمایان است.

* بعد از نعمت“تخت”و“نگاه”و“آرامش و نشاط”اشاره به نعمت دیگری یعنی شراب بهشتیان کرده، می افزاید: “به آنها از شراب زلال دست نخورده سربسته می نوشانند” (یُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ) . شراب طهوری که مانند شراب آلوده و شیطانی دنیا معصیت زا و جنون آفرین نیست، بلکه هوش و عقل و نشاط و عشق و صفا می آفریند. غالب مفسران“رحیق”را به معنی شراب خالص گرفته اند، شرابی که هیچگونه غش و ناخالصی و آلودگی در آن وجود ندارد، و تعبیر به“مختوم” که در فارسی امروز به جای آن“دربسته”و“پلمپ”شده به کار می رود، نیز تاکیدی بر خلوص و پاکی و دست نخوردگی آن است. علاوه بر این استفاده از چنین ظرفها نشانه احترام خاص به میهمان می باشد، ص: 275 ظرفی که آن را بسته اند و مهر کرده اند و مهرش تنها به دست میهمان شکسته می شود! (1) . (1) * سپس می فرماید: “مهر آن را با مشک نهاده اند” (خِتٰامُهُ مِسْکٌ) .

نه همچون ظرفهای دربسته دنیا که مهر آن را با“گل”می نهند، و هنگامی که انسان می خواهد شیئی سربسته را با شکستن مهرش باز کند، دستش آلوده می شود، شراب طهور بهشتی چنین نیست، هنگامی که دست بر مهرش می نهند، بوی عطر مشک در فضا پراکنده می شود!.

بعضی نیز گفته اند که منظور این است که در ختام یعنی پایان نوشیدن این شراب طهور دهان بوی مشک می دهد، بر خلاف شرابهای آلوده دنیا که بعد از نوشیدنش دهان تلخ و بد بو می شود، ولی با توجه به تعبیری که در آیه قبل بود این تفسیر بعید به نظر می رسد.

در پایان آیه بعد از ذکر اوصاف شراب طهور بهشتی می فرماید: “در این نعمتهای بهشتی و به خصوص در این شراب طهور بی نظیر باید راغبان بر یکدیگر پیشی گیرند” (وَ فِی ذٰلِکَ فَلْیَتَنٰافَسِ الْمُتَنٰافِسُونَ) .

مفسر بزرگ“طبرسی”در“مجمع البیان”می گوید: “تنافس”به معنی تمنی (و تلاش) دو انسان است که هر کدام می خواهد شیء نفیسی که برای دیگری است در اختیار او نیز باشد.

ص: 276

1- 1) در گذشته و امروز معمول بوده و هست که برای اطمینان از دست نخورده بودن چیزی آن را در ظرفی می نهادند، و بعد از بستن در ظرف، آن را با ریسمان، یا مفتول سیمی بسته، و سر آن را گره می زدند، روی گره مقداری گل سفت و یا سرب آب کرده می نهادند، و روی آن را مهر می کردند، بطوری که راه یافتن به درون ظرف جز با شکستن آن مهر ممکن نبود و عرب آن را“مختوم”می گوید.

و در مجمع البحرین آمده است“تنافس”به معنی سبقت و پیشی گرفتن بزرگوارانه بر دیگری است (رقابت و مسابقه سالم) .

“راغب”در“مفردات”نیز می گوید: “منافسه”به معنی تلاش انسان است برای شباهت به افراد برجسته، و ملحق شدن به آنها، بی آنکه ضرری به دیگری وارد شود.

در حقیقت مضمون آیه شبیه چیزی است که در آیه 21 سوره حدید آمده است: سٰابِقُوا إِلیٰ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهٰا کَعَرْضِ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ:

“پیشی بگیرید بر یکدیگر برای رسیدن به مغفرت پروردگارتان، و بهشتی که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمین است”!.

و یا آنچه در آیه 133 سوره آل عمران آمده است: وَ سٰارِعُوا إِلیٰ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ.

به هر حال تعبیری که در آیه آمده است زیباترین تعبیری است که برای تشویق انسانها برای وصول به این نعمتهای بی مانند از طریق ایمان و عمل صالح تصور می شود، و فصاحت قرآن مجید را به عالیترین وجه منعکس می کند (1) (2) .

(1)

(2)

* ص: 277 1- 1) از آنچه در تفسیر آیه گفته شد روشن می گردد که مشار الیه در“ذلک”همه نعمتهای بهشتی است، بالخصوص شراب طهور ویژه ای که اوصاف جالبش در آیه آمده است. 2- 2) از آنجا که“واو”و“فا”در جمله“ وَ فِی ذٰلِکَ فَلْیَتَنٰافَسِ الْمُتَنٰافِسُونَ ” هر دو برای عطف است این سؤال مطرح شده است که دو حرف عطف چگونه پشت سر هم آمده؟ و مناسبترین جواب این است که در اینجا حرف شرطی محذوف است و در تقدیر چنین می باشد، و ان ارید تنافس فی شیء فلیتنافس فی ذلک المتنافسون به این ترتیب حرف شرط و جمله شرطیه حذف شده“و ذلک”نیز مقدم داشته شده است (دقت کنید) . و بعد به آخرین نعمتی که در این سلسله آیات آمده اشاره کرده، می فرماید: “این شراب طهور ممزوج با”تسنیم“است” (وَ مِزٰاجُهُ مِنْ تَسْنِیمٍ) . * “همان چشمه ای که مقربان از آن می نوشند” (عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ) (1) .

(1)

از این آیات استفاده می شود که“تسنیم”برترین شراب طهور بهشتی است که مقربان آن را به طور خالص می نوشند، ولی برای ابرار مقداری از آن را با رحیق مختوم که نوع دیگری از شراب طهور بهشتی است می آمیزند!.

در اینکه چرا این شراب یا این چشمه“تسنیم”نامیده شده است (با توجه به اینکه“تسنیم”از نظر لغت به معنی چشمه ای است که از بالا به پائین فرو می ریزد) بعضی گفته اند به خاطر آن است که این چشمه مخصوص در طبقات بالای بهشت قرار دارد، و بعضی دیگر گفته اند شرابی است که از آسمان بهشت فرو می ریزد!.

در حقیقت شرابهای بهشتی انواعی دارد: بعضی در نهرها جاری است که در آیات متعددی از قرآن به آن اشاره شده است (2) .

(2)

و بعضی در ظرفهای دربسته مهر شده است، چنان که در آیات بالا آمد، و از همه مهمتر شرابی است که از آسمان بهشت و یا طبقات بالای آن فرو می ریزد و این همان شراب“تسنیم”است که هیچیک از نوشیدنیهای بهشتی به پای آن نمی رسد، و طبعا تاثیری که در روح و جان بهشتیان می گذارد از همه عالیتر و

ص: 278

1- 1) در اینکه چرا“عینا”منصوب است؟ وجوه زیادی برای آن گفته اند از جمله: اینکه حال برای تسنیم است، و یا تمیز، و یا به عنوان مدح و اختصاص و تقدیر“اعنی”و “با”در“بها”یا زائده است و یا به معنی“من”و معنی دوم مناسبتر است.

2- 2) سوره“محمد”آیه 15.

پرجاذبه تر و عمیقتر است، و نشئه روحانی حاصل از آن غیر قابل توصیف است.

البته باید این حقیقت را بار دیگر تکرار کنیم که اینها همه شبحی است که از دور دیده می شود، و گرنه توصیف نعمتهای گرانقدر و بی نظیر بهشتی با هیچ زبان و قلمی ممکن نیست، و حتی به گفته خود قرآن از فکر هیچکس نمی گذارد فَلاٰ تَعْلَمُ نَفْسٌ مٰا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ (الم سجده 17) .

* نکته ها: اشاره 1-“ابرار”و“مقربان”کیانند؟ در آیات قرآن مجید کرارا سخن از“ابرار”و“مقربان”و مقامات و پاداشهای عظیم آنها به میان آمده، تا آنجا که طبق آیه 193 سوره آل عمران اولو الالباب (صاحبان اندیشه های قوی) تقاضا می کنند که پایان زندگیشان با ابرار باشد وَ تَوَفَّنٰا مَعَ الْأَبْرٰارِ. و در آیات سوره دهر نیز پاداشهای بسیار مهمی برای آنها ذکر شده است (دهر آیه 5 تا 22) . و در آیه 13 سوره انفطار و آیات مورد بحث (سوره مطففین) نیز مکرر از الطاف الهی نسبت به آنها یاد شده. ابرار چنان که قبلا نیز گفته ایم جمع“بر”آنهایی هستند که روحی وسیع و همتی بلند و اعتقاد و عملی نیک دارند، و مقربان دارای قرب مقامی در درگاه خدا می باشند و ظاهرا نسبت میان این دو“عموم و خصوص مطلق”است، یعنی همه مقربان از ابرارند، ولی همه ابرار در سلک مقربان نیستند. در حدیثی از امام مجتبی ع می خوانیم: کلما فی کتاب اللّٰه عز و جل من قوله ان الأبرار فو اللّٰه ما اراد به الا علی بن ابی طالب و فاطمه و انا ص: 279 و الحسین (ع) : “هر جا در قرآن مجید”ان الأبرار“آمده به خدا سوگند منظور پروردگار از آن علی بن ابی طالب و فاطمه و من و حسین است” (1) . (1) بدون شک خمسه طیبه آن پنج نور مقدس از روشنترین مصداق روشن ابرار و مقربانند، و چنان که در تفسیر سوره دهر گفتیم این سوره عمدتا به امیر مؤمنان علی ع و فاطمه و حسن و حسین اشاره می کند و هیجده آیه از آن بحث از فضائل آنها است هر چند نزول آیات در باره آنها مانع از عمومیت و گسترش مفهوم آیات نیست. *

2-شرابهای بهشتی!

از آیات مختلف قرآن به خوبی استفاده می شود که در بهشت انواع شرابهای طهور با نامها و کیفیتهای متنوع وجود دارد که از هر جهت با شرابهای آلوده دنیا متفاوت است، اینها عقل را می زداید، جنون می آفریند، منشا عداوت و خونریزی و فساد می شود، بد بو و بد طعم و آلوده است، ولی آنها عقل و نشاط و عشق می آفریند، خوشبو و معطر و پاک است، و کسانی که از آن می نوشند در نشئه ای روحانی و توصیف ناپذیر فرو می روند، که دو نوع آن در این سوره آمده است: “رحیق مختوم”و“تسنیم”و انواع دیگرش در سوره دهر، و سایر سوره های قرآن ذکر شده که هر کدام را در جای خود شرح داده ایم.

جالب اینکه: در روایات متعددی این شراب بهشتی پاداش کسانی ذکر شده که از شراب آلوده دنیا چشم بپوشند، و تشنه کامان را سیراب کنند، و آتش اندوه را در دل مؤمنان خاموش سازند.

پیغمبر اکرم ص به علی ع فرمود:

یا علی من ترک الخمر للّٰه سقاه

ص: 280

1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 533 (حدیث 33) .

اللّٰه من الرحیق المختوم: “ای علی کسی که خمر و شراب را به خاطر خدا ترک گوید خداوند او را از شراب زلال دربسته مهر شده بهشتی سیراب می کند” (1) .

(1)

و جالبتر اینکه در حدیث دیگری از همان حضرت ص آمده است که حتی اگر شراب دنیا را برای غیر خدا نیز ترک گوید خداوند او را از این شراب طهور می نوشاند، علی ع می گوید: عرض کردم برای غیر خدا؟ فرمود: “آری! کسی که برای حفظ جان خود نیز از شراب دنیا چشم بپوشد خدا او را از رحیق مختوم سیراب می کند” (2) .

(2)

آری این گروه که شراب را برای حفظ سلامت خود ترک می کنند در حقیقت از اولو الالبابند، و همانگونه که از آیه 193 آل عمران استفاده می شود “اولو الالباب”نیز در زمره ابرارند که از شرابهای طهور بهشتی بهره مند می شوند.

و در حدیثی از علی بن الحسین ع آمده است:

من سقی مؤمنا من ظماء سقاه اللّٰه من الرحیق المختوم: “کسی که شخص مؤمن تشنه ای را سیراب کند خدا او را از رحیق مختوم سیراب خواهد کرد” (3) .

(3)

و در حدیث دیگری آمده است:

من صام للّٰه فی یوم صائف سقاه اللّٰه من الظما من الرحیق المختوم: “کسی که در روز گرم تابستان روزه بدارد خداوند او را از تشنگی قیامت با رحیق مختوم سیراب می کند” (4) .

(4)

***

ص: 281

1- 1 و 2) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 534 (حدیث 40 و 37) .

2- 3) “همان مدرک”حدیث 35.

3- 4) “مجمع البیان”ذیل آیات مورد بحث (جلد 10 صفحه 456) .

4-