[سوره الحج (22) : آیات 75 تا 78]
اشاره
اَللّٰهُ یَصْطَفِی مِنَ اَلْمَلاٰئِکَهِ رُسُلاً وَ مِنَ اَلنّٰاسِ إِنَّ اَللّٰهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ (75) یَعْلَمُ مٰا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ وَ إِلَی اَللّٰهِ تُرْجَعُ اَلْأُمُورُ (76) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِرْکَعُوا وَ اُسْجُدُوا وَ اُعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ اِفْعَلُوا اَلْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (77) وَ جٰاهِدُوا فِی اَللّٰهِ حَقَّ جِهٰادِهِ هُوَ اِجْتَبٰاکُمْ وَ مٰا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی اَلدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرٰاهِیمَ هُوَ سَمّٰاکُمُ اَلْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ وَ فِی هٰذٰا لِیَکُونَ اَلرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَی اَلنّٰاسِ فَأَقِیمُوا اَلصَّلاٰهَ وَ آتُوا اَلزَّکٰاهَ وَ اِعْتَصِمُوا بِاللّٰهِ هُوَ مَوْلاٰکُمْ فَنِعْمَ اَلْمَوْلیٰ وَ نِعْمَ اَلنَّصِیرُ (78)
ص: 177
ترجمه:
75-خداوند از فرشتگان رسولانی بر می گزیند و همچنین از انسان خداوند شنوا و بینا است.
76-آنچه را در پیش روی آنها و پشت سر آنهاست می داند و همه کارها به سوی خدا باز می گردد.
77-ای کسانی که ایمان آورده اید رکوع کنید و سجود بجا آورید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید تا رستگار شوید.
78-و در راه خدا جهاد کنید و حق جهادش را ادا نمائید او شما را برگزید و در دین کار سنگین و شاقی بر شما نگذارد این همان آئین پدر شما ابراهیم است او شما را در کتب پیشین و در این کتاب آسمانی مسلمان نامید تا پیامبر شاهد و گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم بنا بر این نماز را بر پا دارید و زکاه را بدهید و به خدا تمسک جویید که او مولا و سرپرست شماست چه مولای خوب و چه یار و یاور شایسته ای.
شان نزول:
به طوری که جمعی از مفسران، نقل کرده اند، بعضی از مشرکان مانند “ولید بن مغیره” (که مغز متفکر آنان محسوب می شد) به هنگام مبعوث شدن پیامبر ص با تعجب و انکار می گفتند أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا: “آیا از میان همه ما وحی الهی بر محمد (این یتیم فقیر و تهیدست امت ما) نازل شده است”؟ نخستین آیات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت (که انتخاب انبیاء و فرشتگان برای رسالت روی معیار شایستگی و معیار معنویت آنها بوده است) (1) .
(1)
* تفسیر: پنج دستور سازنده و مهم با توجه به اینکه در آیات گذشته سخن از توحید و شرک و معبودهای پنداری ص: 178 1- 1) تفسیر“قرطبی”و تفسیر“ابو الفتوح رازی”و تفسیر“فخر رازی”و تفسیر “روح المعانی”ذیل آیه مورد بحث. مشرکان در میان بود، و با توجه به اینکه جمعی از مردم، فرشتگان یا بعضی از پیامبران را برای عبادت برگزیدند، قرآن در نخستین آیات مورد بحث می گوید: همه رسولان الهی، بندگان سر بر فرمان او هستند“خداوند از فرشتگان، رسولانی بر می گزیند و همچنین از انسانها” (اَللّٰهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلاٰئِکَهِ رُسُلاً وَ مِنَ النّٰاسِ) . از فرشتگان رسولانی همچون جبرئیل، و از انسانها فرستادگانی همچون پیامبران بزرگ الهی و تعبیر به“من”که در اینجا تبعیضیه است نشان می دهد که همه فرشتگان الهی، رسولان او به سوی بشر نبودند، بلکه گروهی از آنها این سمت را داشتند، این تعبیر منافات با آیه اول سوره فاطر که می گوید: جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَهِ رُسُلاً (خدا فرشتگان را رسولان قرار داده است) ندارد، چرا که منظور در این آیه نیز بیان جنس است، نه بیان عمومیت افراد. و در پایان آیه اضافه می کند: “خداوند شنوا و بینا است” (إِنَّ اللّٰهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ) . یعنی چنان نیست که خداوند مانند انسانها از کار رسولانش در غیابشان بی خبر باشد، بلکه در هر لحظه از وضع آنها با خبر است، سخنانشان را می شنود و اعمالشان را می بیند. * سپس اشاره به مسئولیت پیامبران در ابلاغ رسالت از یک سو و مراقبتها الهی نسبت به آنها از سوی دیگر کرده، می گوید: “خداوند آنچه را در پیش روی آنها، و پشت سر آنها است می داند” (یَعْلَمُ مٰا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ) .
هم از آینده آنها آگاه است و هم از گذشته و آنچه را پشت سر نهاده اند.
“و همه کارها به خدا باز می گردد، و همه در برابر او مسئولند” (وَ إِلَی اللّٰهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ) .
ص: 179
تا مردم بدانند فرشتگان و پیامبران الهی نیز بندگانی هستند سر بر فرمان خدا، و دارای مسئولیت در پیشگاه او، و از خود چیزی ندارند جز آنچه خدا به آنها داده است، نه اینکه معبودان و خدایانی باشند در برابر اللّٰه.
بنا بر این جمله یَعْلَمُ مٰا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ … در واقع اشاره به تکلیف و مسئولیت رسولان الهی و کنترل اعمال آنها از ناحیه پروردگار است همانند آنچه در سوره جن آیه 27 و 28 آمده است (فَلاٰ یُظْهِرُ عَلیٰ غَیْبِهِ أَحَداً إِلاّٰ مَنِ ارْتَضیٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِیَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسٰالاٰتِ رَبِّهِمْ وَ أَحٰاطَ بِمٰا لَدَیْهِمْ: “خداوند هیچکس را بر اسرار غیب خود آگاه نمی کند مگر رسولانی را که برگزیده است و از آنها راضی شده، و برای آنها مراقبانی از پیش رو و پشت سر می فرستد تا روشن شود آیا آنها رسالات پروردگارشان را ابلاغ کرده اند یا نه، و خداوند از آنچه نزد آنان است با خبر است” (1) .
(1)
ضمنا روشن شد که منظور از“ مٰا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ “حوادث آینده است و از ” مٰا خَلْفَهُمْ “حوادث گذشته.
* در دو آیه بعد که آیات پایان سوره حج را تشکیل می دهد، روی سخن را به افراد با ایمان کرده و یک سلسله دستورات کلی و جامع را که حافظ دین و دنیا و پیروزی آنها در تمام صحنه ها است بیان می دارد و با این حسن ختام، “سوره حج”پایان می گیرد. نخست به چهار دستور مهم اشاره کرده می گوید: “ای کسانی که ایمان آورده اید، رکوع کنید، و سجده بجا آورید، و پروردگارتان را عبادت کنید، و کار نیک انجام دهید تا رستگار شوید” ص: 180 1- 1) “علامه طباطبائی”در”تفسیر المیزان”ذیل آیات مورد بحث جمله یَعْلَمُ مٰا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ … را اشاره به مساله عصمت و حمایت الهی از پیامبران می داند، اما با توجه به آنچه در بالا گفتیم این تفسیر چندان نزدیک به نظر نمی رسد. (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) . بیان دو رکن رکوع و سجود از میان تمام ارکان نماز به خاطر اهمیت فوق العاده آنها در این عبادت بزرگ است. دستور عبودیت به طور مطلق که بعد از این دو بیان شده هر گونه عبادت و بندگی خدا را شامل می شود. تعبیر به“ربکم” (پروردگار شما) در حقیقت اشاره ای است به شایستگی او برای عبودیت و عدم شایستگی غیر او، زیرا تنها مالک و صاحب و تربیت کننده او است. دستور به“فعل خیرات”هر گونه کار نیکی را-بدون هیچ قید و شرط-شامل می شود، و اینکه از“ابن عباس”نقل شده که منظور صله رحم و مکارم اخلاق است در حقیقت بیان مصداق زنده ای از این مفهوم عام می باشد. * سپس پنجمین دستور را در زمینه جهاد-به معنی وسیع کلمه-صادر می کند و می گوید: “در راه خدا جهاد کنید و حق جهادش را ادا نمائید” (وَ جٰاهِدُوا فِی اللّٰهِ حَقَّ جِهٰادِهِ) .
اکثر مفسران اسلامی، “جهاد”را در اینجا به معنی خصوص مبارزه مسلحانه با دشمنان نگرفته اند، بلکه همانگونه که از مفهوم لغوی آن استفاده می شود به معنی هر گونه جهاد و کوشش در راه خدا و تلاش برای انجام نیکیها، و مبارزه با هوسهای سرکش (جهاد اکبر) و پیکار با دشمنان ظالم و ستمگر (جهاد اصغر) دانسته اند.
مرحوم“طبرسی”در“مجمع البیان”از اکثر مفسران چنین نقل می کند که منظور از“حق جهاد”خلوص نیت و انجام دادن اعمال برای خدا است.
بدون شک“حق جهاد”نیز معنی وسیعی دارد که از نظر کیفیت و کمیت
ص: 181
و مکان و زمان و سایر جهات، همه را شامل می شود، اما از آنجا که مرحله“اخلاص” سخت ترین مرحله در جهاد نفس است، روی این مرحله تکیه کرده است، چرا که نفوذ افکار و انگیزه های غیر الهی در قلب و اعمال انسان آن قدر مخفی و باریک و پنهان است که جز بندگان خاص خدا از آن رهایی نمی یابند!.
در حقیقت قرآن مجید در این پنج دستور از مراحل ساده شروع کرده و به آخرین و برترین مراحل عبودیت می رساند: نخست سخن از رکوع و سپس از آن برتر سخن از سجود است، بعد عبادت به طور کلی، و سپس انجام کارهای نیک اعم از عبادات و غیر عبادات، و در آخرین مرحله سخن از جهاد و تلاش و کوشش فردی و جمعی در بخش درون و برون، کردار و گفتار و اخلاق و نیت به میان آورده است.
و این دستور جامعی است که فلاح و رستگاری بدون شک در دنبال آن خواهد بود.
و از آنجا که این تصور ممکن است پیدا شود، اینهمه دستورات سنگین که هر یک از دیگری جامعتر و وسیعتر است چگونه بر دوش ما بندگان ضعیف قرار داده شده است، در جمله های بعد تعبیرات گوناگونی دارد که نشان می دهد اینها دلیل لطف الهی نسبت به شما است و نشانه عظمت و مقام شخصیت شما مؤمنان در پیشگاه او است.
در نخستین تعبیر می فرماید: “او شما را برگزید” (هُوَ اجْتَبٰاکُمْ) .
اگر برگزیدگان خدا نبودید این مسئولیتها بر دوش شما گذارده نمی شد.
و در تعبیر بعد می فرماید: “او کار سنگین و شاقی در دین بر شما نگذارده است” (وَ مٰا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ) .
یعنی اگر درست بنگرید اینها تکالیف شاقی نیستند، بلکه با فطرت پاک شما هماهنگ و سازگارند، و اصولا چون وسیله تکامل شما هستند و هر کدام
ص: 182
فلسفه و منافع روشنی دارند که عائد خودتان می شود، در ذائقه جانتان تلخ نخواهند بود، بلکه کاملا شیرین و گوارا هستند.
در سومین تعبیر می گوید: از این گذشته“این همان آئین پدر شما ابراهیم است” (مِلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرٰاهِیمَ) .
اطلاق“پدر”بر“ابراهیم”یا به خاطر آن است که عربها و مسلمانان آن روز غالبا از نسل اسماعیل بودند و یا به خاطر این بود که آنها همگی“ابراهیم” را بزرگ می شمردند و از او به صورت یک پدر روحانی و معنوی احترام می کردند هر چند آئین پاک او با انواع خرافات آلوده شده بود.
سپس تعبیر دیگری در این زمینه دارد می گوید: “او شما را در کتب پیشین، مسلمان نامید و همچنین در این کتاب آسمانی” (قرآن) (هُوَ سَمّٰاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ وَ فِی هٰذٰا) .
و مسلمان کسی است که این افتخار را دارد که در برابر همه فرمانهای الهی تسلیم است.
در اینکه: مرجع ضمیر“هو” (او) چه کسی است در میان مفسران گفتگو است بعضی گفته اند به“خدا”بر می گردد، یعنی خدا هم در کتب پیشین و هم در قرآن شما را به این نام افتخار آمیز نامیده است، ولی بعضی دیگر آن را اشاره به“ابراهیم”می دانند، چرا که در آیه 128 سوره بقره می خوانیم ابراهیم پس از پایان بنای کعبه از خداوند تقاضاهایی کرد، از جمله این بود: رَبَّنٰا وَ اجْعَلْنٰا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنٰا أُمَّهً مُسْلِمَهً لَکَ: “پروردگارا!من و فرزندم اسماعیل را تسلیم در مقابل فرمانت قرار ده، و از دودمان ما امتی مسلم و تسلیم در برابر اراده ات به وجود آور”.
ولی تفسیر اول صحیحتر به نظر می رسد زیرا با ذیل آیه سازگارتر است، که می گوید: “او شما را در کتب پیشین و در این کتاب (قرآن) مسلمان نامید”و این
ص: 183
تعبیر در باره ابراهیم، تناسب ندارد بلکه مناسب خداوند است (1) .
(1)
سرانجام پنجمین و آخرین تعبیر شوق آفرین را در باره مسلمانان کرده و آنها را به عنوان الگو و اسوه امتها معرفی می کند و می فرماید: “هدف این بوده است که پیامبر ص شاهد و گواه بر شما باشد و شما هم گواهان بر مردم”! (لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَی النّٰاسِ) .
“شهید”به معنی شاهد از ماده شهود به معنی آگاهی توأم با حضور است مفهوم این سخن آن است که شاهد بودن پیامبر ص بر همه مسلمانها به معنی آگاهی او از اعمال امت خویش است، و این با روایات“عرض اعمال”و بعضی از آیات قرآن که به آن اشاره می کند کاملا سازگار می باشد، چرا که طبق این روایات اعمال همه امت را در عرض هفته به حضور پیامبر ص عرضه می دارند و روح پاک او از همه اینها آگاه و با خبر می شود، بنا بر این او شاهد و گواه این امت است.
اما شاهد و گواه بودن این امت، طبق بعضی از روایات به معنی معصومین این امت و امامان است که آنها نیز گواهان بر اعمال مردمند.
در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا ع می خوانیم: که فرمود:
نحن حجج اللّٰه فی خلقه و نحن شهداء اللّٰه و اعلامه فی بریته: “ما حجتهای خدا در میان خلقیم و شاهدان او و نشانه هایش در میان مردمیم” (2) .
(2)
در حقیقت مخاطب در جمله“لتکونوا”ظاهرا همه امتند اما در واقع گروهی از سران و بزرگان آنها می باشد، و خطاب به کل به خاطر جزء در تعبیرات روزمره فراوان است مثلا در آیه 20 سوره مائده می خوانیم: که خداوند ضمن
ص: 184
1- 1) در قرآن مجید، در آیه 3 سوره مائده نام این آئین را صریحا“اسلام”نهاده “ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاٰمَ دِیناً “و در آیات متعددی از پیامبر اسلام (ص) به عنوان” أَوَّلَ الْمُسْلِمِینَ “یاد شده است (انعام-14-زمر-12) .
2- 2) از کتاب”کمال الدین”صدوق، طبق نقل تفسیر نور الثقلین جلد 3 صفحه 526 روایات دیگری نیز به همین مضمون در این زمینه نقل شده است.
بر شمردن نعمتهایش بر بنی اسرائیل به آنها خطاب کرده می گوید: “خداوند شما را ملوک و پادشاهان قرار داد”در حالی که می دانیم افراد معدودی از آنها به این مقام رسیدند.
البته“شهود”معنی دیگری نیز دارد و آن“شهادت عملی”است، یعنی مقیاس سنجش و الگو بودن اعمال یک فرد نمونه و بارز برای اعمال سایرین، در این صورت تمام مسلمانان راستین چنین خواهند بود، چرا که آنها امت نمونه ای هستند با برترین آئین که می توانند مقیاس و الگویی برای سنجش شخصیت و فضیلت در میان همه امتها باشند.
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ص می خوانیم که خداوند چند فضیلت و برتری به امت اسلام داده است، از جمله اینکه در امتهای پیشین، پیامبر آنها شاهد و گواه قومش بود ولی خداوند تمام امت مرا گواهان بر خلق قرار داده زیرا می فرماید: لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَی النّٰاسِ (1) .
(1)
یعنی همانگونه که پیامبر ص اسوه و الگوی امت خویش است شما هم اسوه ها و الگوها برای مردم جهانید.
این تفسیر در عین حال با تفسیر سابق منافات ندارد ممکن است همه امت شاهد و گواه باشند و امامان شاهدان و گواهان نمونه و ممتاز (2) .
(2)
در پایان این آیه بار دیگر وظائف پنجگانه پیشین را در تعبیرات فشرده تری که در سه جمله خلاصه می شود به عنوان تاکید چنین بازگو می کند: “اکنون که چنین است و شما دارای این امتیازات و افتخارات هستید، نماز را بر پا دارید، زکات را ادا کنید و به آئین حق و ذیل عنایت پروردگار تمسک جویید”
ص: 185
1- 1) تفسیر برهان جلد 3 صفحه 105.
2- 2) در این زمینه در جلد اول تفسیر نمونه در ذیل آیه 143 سوره بقره و همچنین در جلد سوم ذیل آیه 41 سوره نساء مشروحا بحث کرده ایم.
(فَأَقِیمُوا الصَّلاٰهَ وَ آتُوا الزَّکٰاهَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللّٰهِ) .
که“مولی و سرپرست و یار و یاور شما او است” (هُوَ مَوْلاٰکُمْ) .
“چه مولی و سرپرست خوبی، و چه یار و یاور شایسته ای” (فَنِعْمَ الْمَوْلیٰ وَ نِعْمَ النَّصِیرُ) .
در حقیقت جمله“ فَنِعْمَ الْمَوْلیٰ وَ نِعْمَ النَّصِیرُ “دلیلی است بر” وَ اعْتَصِمُوا بِاللّٰهِ هُوَ مَوْلاٰکُمْ “یعنی اینکه به شما فرمان داده شده تنها به ذیل عنایت پروردگار تمسک جویید به خاطر آن است که او برترین و بهترین مولی و شایسته ترین یار و یاور است.
***پروردگارا!به ما این توفیق و سعادت را مرحمت فرما که با اعتصام به ذات پاکت و پیوند با خلق و خالق مردمی نمونه باشیم و الگو و شاهد بر دیگران، و تفسیری جامع و نمونه بر این کتاب بزرگت تا پایان بنگاریم.
خداوندا!همانگونه که در کتاب آسمانیت قرآن و کتب پیشینیان ما را مسلمان خواندی توفیق مرحمت فرما تا سراپا تسلیم فرمان تو باشیم.
بار الها!ما را بر دشمنانی که امروز در هر گوشه و کنار، قصد یورش بر قرآن و اسلام دارند پیروز گردان که تو بهترین مولی و یار و یاوری (فَنِعْمَ الْمَوْلیٰ وَ نِعْمَ النَّصِیرُ) .
ص: 186