[سوره الحج (22) : آیات 26 تا 28]
اشاره
وَ إِذْ بَوَّأْنٰا لِإِبْرٰاهِیمَ مَکٰانَ اَلْبَیْتِ أَنْ لاٰ تُشْرِکْ بِی شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطّٰائِفِینَ وَ اَلْقٰائِمِینَ وَ اَلرُّکَّعِ اَلسُّجُودِ (26) وَ أَذِّنْ فِی اَلنّٰاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجٰالاً وَ عَلیٰ کُلِّ ضٰامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ (27) لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اِسْمَ اَللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَهِ اَلْأَنْعٰامِ فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا اَلْبٰائِسَ اَلْفَقِیرَ (28)
ترجمه:
26-به خاطر بیاور زمانی را که محل خانه کعبه را برای ابراهیم آماده ساختیم (تا اقدام به بنای خانه کند و به او گفتیم) چیزی را شریک من قرار مده، و خانه ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجودکنندگان (از آلودگی بتها و از هر گونه آلودگی) پاک گردان.
27-و مردم را دعوت عمومی به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دور (به سوی خانه خدا) بیایند.
28-تا شاهد منافع گوناگون خویش (در این برنامه حیاتبخش) باشند، و نام خدا را در ایام معینی بر چهار پایانی که به آنها روزی داده است (هنگام قربانی کردن)
ص: 66
ببرند (و هنگامی که قربانی کردید) از گوشت آنها بخورید، و بینوای فقیر را نیز اطعام نمائید.
تفسیر:
دعوت عام برای حج!
به تناسب بحثی که در آیه گذشته پیرامون مسجد الحرام و زائران خانه خدا آمد در آیات مورد بحث نخست به تاریخچه بنای کعبه به دست ابراهیم خلیل ع و سپس مساله وجوب حج، و فلسفه آن، و بخشی از احکام این عبادت بزرگ اشاره می کند، و یا به تعبیر دیگر آیه گذشته مقدمه ای بود برای بحثهای گوناگون این آیات.
ابتدا از داستان تجدید بنای کعبه شروع کرده، می گوید: “به خاطر بیاور زمانی را که محل خانه کعبه را برای ابراهیم آماده ساختیم تا در آن مکان اقدام به بنای خانه کعبه کند” (وَ إِذْ بَوَّأْنٰا لِإِبْرٰاهِیمَ مَکٰانَ الْبَیْتِ) .
“بوأ”در اصل از ماده“بواء”به معنی مساوات اجزای یک مکان و مسطح بودن آن است، سپس به هر گونه آماده ساختن مکان اطلاق شده است.
منظور از این جمله در آیه فوق-طبق روایات مفسران-این است که خداوند مکان خانه کعبه را که در زمان آدم ساخته شده بود و در طوفان نوح ویران و آثارش محو گشته بود به ابراهیم ع نشان داد، طوفانی وزید و خاکها را به عقب برد و پایه های خانه آشکار گشت، یا قطعه ابری آمد و در آنجا سایه افکند، و یا به هر وسیله دیگر خداوند محل اصلی خانه را برای ابراهیم معلوم و آماده ساخت، و او با همیاری فرزندش اسماعیل آن را تجدید بنا نمود (1) .
(1)
ص: 67
1- 1) پیرامون چگونگی بنای خانه کعبه ذیل آیه 127 سوره بقره (جلد اول تفسیر نمونه) و همچنین در جلد سوم ذیل آیه 96 سوره آل عمران مشروحا بحث کرده ایم.
سپس اضافه می کند هنگامی که خانه آماده شد به ابراهیم خطاب کردیم:
این خانه را کانون توحید کن، و“چیزی را شریک من قرار مده، و خانه ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان پاک کن” (أَنْ لاٰ تُشْرِکْ بِی شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطّٰائِفِینَ وَ الْقٰائِمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ) (1) .
(1)
در حقیقت ابراهیم ع مامور بود خانه کعبه و اطراف آن را از هر گونه آلودگی ظاهری و معنوی و هر گونه بت و مظاهر شرک پاک و پاکیزه دارد، تا بندگان خدا در این مکان پاک جز به خدا نیندیشند، و مهمترین عبادت این سرزمین را که طواف و نماز است در محیطی پیراسته از هر گونه آلودگی انجام دهند.
از میان ارکان نماز در آیه فوق به سه رکن عمده که“قیام”و“رکوع” و“سجود”است به ترتیب اشاره شده، چرا که بقیه در شعاع آن قرار دارد هر چند جمعی از مفسران“قائمین”را در اینجا به معنی“مقیمین در مکه”تفسیر کرده اند ولی با توجه به مساله طواف و رکوع و سجود که قبل و بعد از آن آمده است شک نیست که قیام در اینجا به معنی قیام نماز است و این معنی را بسیاری از مفسران شیعه و اهل تسنن برگزیده یا به عنوان یک تفسیر نقل کرده اند (2) .
(2)
ضمنا باید توجه داشت که“رکع”جمع“راکع” (رکوع کننده) و“سجود” جمع“ساجد” (سجده کننده) می باشد و اینکه در میان این دو (الرکع السجود) واو عطف نیامده، بلکه به صورت توصیف ذکر شده به خاطر نزدیکی این دو عبارت به یکدیگر است.
* ص: 68 1- 1) در آیه فوق جمله ای در تقدیر است که بسیاری از مفسران به آن اشاره کرده اند و آن جمله“اوحینا”است. 2- 2) تفسیر المیزان، تفسیر فی ظلال، تفسیر تبیان، تفسیر مجمع البیان و تفسیر کبیر فخر رازی ذیل آیه مورد بحث. بعد از آماده شدن خانه کعبه برای عبادت کنندگان، خدا به ابراهیم ع دستور می دهد: “در میان مردم برای حج اعلام کن تا پیاده و سوار بر مرکبهای لاغر، از هر راه دور قصد خانه خدا کنند” (وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجٰالاً وَ عَلیٰ کُلِّ ضٰامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ) . “اذن”از ماده“اذان”به معنی“اعلام”و“رجال”جمع“راجل” به معنی“پیاده”، و“ضامر”به معنی حیوان لاغر، و“فج”در اصل به معنی فاصله میان دو کوه و سپس به جاده های وسیع اطلاق شده و“عمیق”در اینجا به معنی دور است. در روایتی که در تفسیر“علی بن ابراهیم”آمده می خوانیم: “هنگامی که ابراهیم چنین دستوری را دریافت داشت عرض کرد خداوندا، صدای من به گوش مردم نمی رسد، اما خدا به او فرمود: علیک الاذان و علی البلاغ!: “تو اعلام کن و من به گوش آنها می رسانم”! “ابراهیم”بر محل”مقام“بر آمد، و انگشت در گوش گذارد و رو به سوی شرق و غرب کرد و صدا زد و گفت: ایها الناس کتب علیکم الحج الی البیت العتیق فاجیبوا ربکم: “ای مردم حج خانه کعبه بر شما نوشته شده، دعوت پروردگارتان را اجابت کنید. و خداوند صدای او را به گوش همگان حتی کسانی که در پشت پدران و رحم مادران بودند رسانید، و آنها در پاسخ گفتند: لبیک اللهم لبیک!… و تمام کسانی که از آن روز تا روز قیامت در مراسم شرکت می کنند از کسانی هستند که در آن روز دعوت ابراهیم را اجابت کردند” (1) . (1) ص: 69 1- 1) نقل با تلخیص از تفسیر”علی بن ابراهیم“طبق نقل نور الثقلین ج 3 ص 488 “آلوسی”نیز در”روح المعانی“و فخر رازی در تفسیر کبیر ذیل آیه مورد بحث، نظیر آن را با کمی تفاوت نقل کرده است. و اگر حجاج پیاده را مقدم بر سواره ذکر کرده به خاطر این است که مقام آنها در پیشگاه خدا افضل است چرا که رنج این سفر را بیشتر تحمل می کنند، و به همین دلیل در روایتی از پیامبر ص می خوانیم: “کسی که پیاده حج می کند در هر گام هفتصد حسنه دارد در حالی که سواره ها در هر گام هفتاد حسنه دارند” (1) . (1) و یا به خاطر این است که اهمیت زیارت خانه خدا را مشخص کند که باید با استفاده از هر گونه امکانات به سوی او آیند و همیشه در انتظار مرکب سواری ننشینند. تعبیر به”ضامر“ (حیوان لاغر) اشاره به این است که این راه، راهی است که حیوانات را لاغر می کند چرا که از بیابانهای سوزان و خشک و بی آب و علف می گذرد و هشداری است برای تحمل مشکلات این راه. و یا اینکه حیواناتی را انتخاب کنند، ورزیده و چابک و پر تحمل، حیواناتی که در میدان تمرین، لاغر شده و عضلاتی صفت و محکم دارند که در اینگونه راهها حیوانات پرواری به کار نمی آید (و انسانهای پرورش یافته در ناز و نعمت نیز مرد این راه نیستند) . تعبیر به” مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ “اشاره به این است که نه فقط از راههای نزدیک بلکه از راههای دور نیز باید به سوی این مقصد حرکت کنند (کلمه”کل“در اینجا به معنی استقراء و فراگیری نیست بلکه به معنی کثرت است) . مفسر معروف”ابو الفتوح رازی“در ذیل این آیه سر گذشت جالبی را از مردی به نام”ابو القاسم بشر بن محمد“نقل می کند که می گوید: “در حال طواف پیر مردی را دیدم در نهایت ضعف و ناتوانی که آثار رنج سفر در چهره او نمایان بود و عصا به دست گرفته طواف می کرد، نزدیک او رفتم و از او پرسیدم از کجا ص: 70 1- 1) تفسیر”روح المعانی”و“مجمع البیان”و“فخر رازی”. می آیی؟ گفت: از راهی بسیار دور و پنج سال است که راه سپرده ام تا به اینجا رسیده ام!از رنج سفر، پیر و ناتوان شده ام، گفتم به خدا سوگند این مشقتی بزرگ و در عین حال اطاعتی نیکو و محبتی صادقانه در پیشگاه حق است. از شنیدن این سخن شاد شد و لبخندی بر روی من زد و این دو بیت را قرائت کرد: زر من هویت و ان شطت بک الدار و حال من دونه حجب و استار! لا یمنعنک بعد من زیارته ان المحب لمن یهواه زوار! “آن کس را که دل به او بسته ای زیارت کن، هر چند خانه تو دور افتاده باشد و حجابها و پرده ها میان تو و او جدایی بیفکند. دوری راه هرگز نباید مانع تو از زیارتش گردد چرا که دوست و عاشق به هر حال باید به زیارت محبوبش رود”!آری جاذبه خانه خدا آن قدر زیاد است که دلهای سرشار از ایمان را از تمام نقاط دور و نزدیک به سوی خود جلب و جذب می کند، پیر و جوان، کوچک و بزرگ، از هر نژاد و قبیله از راه دور و نزدیک لبیک گویان، عاشقانه به سوی او می آیند تا جلوه های ذات پاک خدا را در آن سرزمین مقدس با چشم جان تماشا کنند و رحمت بی دریغش را در روح خود لمس نمایند (1) . (1) * در آیه بعد در یک عبارت بسیار فشرده و پر معنی به فلسفه های مختلف حج پرداخته، می فرماید: آنها به این سرزمین مقدس بیایند“تا منافع خویش را با چشم
ص: 71
1- 1) عالم و دانشمند ارجمند”مرحوم شعرانی“می گوید: برای کسانی که از اندلس یا مراکش یا نقاط دور دست چین، یا اقیانوسیه به سوی مکه می آیند چنین مدت طولانی با توجه به وسائل آن روز و ناامنی راهها که گاه چندین ماه آنها را متوقف می ساخت، عجیب نیست (علاوه بر این گاهی بعضی از عاشقان بیقرار خانه خدا در وسط راه اموالشان به وسیله سارقان از بین می رفت و ناچار بودند مدتی بمانند و کار کنند و وسائل ادامه راه را فراهم سازند) .
خود ببیند” (لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ) .
مفسران در تفسیر کلمه“منافع”در اینجا سخن بسیار گفته اند، ولی کاملا روشن است که هیچگونه محدودیتی در این لفظ نیست تمام منافع و برکات معنوی و نتائج مادی، فوائد فردی و اجتماعی، فلسفه های سیاسی و اقتصادی و اخلاقی را همه شامل می شود.
آری باید مسلمانان از همه نقاط جهان از میان تمام قشرها به آنجا رو آورند تا شاهد و ناظر این منافع باشند، چه تعبیر زیبایی؟ شاهد و ناظر باشند، و آنچه را با گوش شنیده اند با چشم ببینند!.
لذا در کتاب کافی از امام صادق ع می خوانیم“ربیع بن خثیم”از امام، تفسیر این کلمه را خواست، امام در پاسخ فرمود: “منافع”دنیا و“منافع”آخرت را هر دو در بر می گیرد (1) .
(1)
به خواست خدا در نکات آیه از این منافع گوناگون بطور مشروح سخن خواهیم گفت سپس اضافه می کند: “و آنها بیایند و قربانی کنند و نام خدا را در ایام معینی بر چهار پایانی که به آنها روزی داده است (به هنگام ذبح) ببرند” (وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَهِ الْأَنْعٰامِ) .
از آنجا که توجه اصلی در مراسم حج به جنبه هایی است که با خدا ارتباط پیدا می کند و روح این عبادت بزرگ را منعکس می سازد در آیه فوق از مراسم قربانی، تنها مساله بردن نام خدا را که یکی از شرائط است بیان می کند، اشاره به اینکه آنها به هنگام ذبح قربانی تمام توجهشان به خدا و قبول در گاه او است و استفاده از گوشت آن تحت الشعاع آن قرار دارد.
قربانی کردن حیوانات در حقیقت رمزی است برای آمادگی برای قربانی شدن در راه خدا، همانگونه که در سر گذشت ابراهیم ع و اسماعیل ع و قربانی
ص: 72
1- 1) کتاب کافی به نقل تفسیر نور الثقلین ج 3 صفحه 488.
او آمده است، آنها با این عمل اعلام می کنند که در راه او آماده هر گونه ایثارند حتی بذل جان.
به هر حال قرآن با این گفتار برنامه شرک آلود بت پرستان را نفی می کند که به هنگام قربانی نام بتها را می بردند، و این مراسم توحیدی را به شرک آلوده می ساختند.
و در پایان آیه می فرماید: “از گوشت حیوانات قربانی، هم خودتان بخورید و هم بینوایان فقیر را اطعام نمائید” (فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِیرَ) .
این احتمال در تفسیر آیه نیز وجود دارد که منظور از بردن نام خدا در “ أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ “تکبیر و حمد و ثنای الهی در این ایام است به خاطر نعمتهای بی پایانش، مخصوصا به خاطر چهار پایانی که روزی انسانها کرده که از تمام اجزای بدن آنها در زندگی خود بهره می گیرند (1) .
(1)
* نکته ها: اشاره 1-ایام معلومات چیست؟ در آیات فوق خداوند دستور می دهد در”ایام معلومات”یاد او کنید، و در آیه 203 سوره بقره همین امر به صورت دیگری آمده است: وَ اذْکُرُوا اللّٰهَ فِی أَیّٰامٍ مَعْدُودٰاتٍ: “خدا را در ایام معدودی یاد کنید”. در اینکه“ایام معلومات”چیست؟ و آیا با“ایام معدودات”که در سوره بقره آمده یکی است یا متفاوت می باشد؟ میان مفسران گفتگو است و روایات نیز در این زمینه متفاوت است: ص: 73 1- 1) مطابق تفسیر اول (بردن نام خدا به هنگام ذبح کردن قربانی) “علی”به معنی استعلاء است، و مطابق تفسیر دوم (منظور ذکر مطلق در این ایام است) “علی”به معنی “برای”می باشد و میان این دو تفسیر فرق بسیاری است که در نکات به آن اشاره خواهد شد. گروهی از مفسران، طبق بعضی از روایات اسلامی، معتقدند که منظور از ایام معلومات ده روز آغاز ذیحجه است، و ایام معدودات، “ایام التشریق” یعنی روزهای یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذیحجه می باشد، روزهایی که نورانی و روشنی بخش همه دلها است. در حالی که گروهی دیگر، طبق بعضی دیگر از روایات، گفته اند: هر دو اشاره به ایام التشریق است، و ایام تشریق را گاهی همان سه روز گرفته اند و گاهی روز دهم یعنی عید قربان را نیز بر آن افزوده اند. جمله“ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلاٰ إِثْمَ عَلَیْهِ ” (کسی که در دو روز مراسم ذکر خدا را بجا آورد گناهی بر او نیست) که در سوره بقره آمده نشان می دهد که ایام تشریق بیش از سه روز نیست، زیرا تعجیل در آن، سبب می شود که یک روز از آن کاسته و تبدیل به دو روز گردد. ولی با توجه به اینکه در آیات مورد بحث، بعد از ذکر“ایام معلومات”مساله قربانی آمده و می دانیم قربانی معمولا در روز دهم انجام می گیرد این موضوع تایید می شود که ایام معلومات ده روز آغاز ذی الحجه است که به روز دهم، روز قربانی ختم می گردد، و به این ترتیب تفسیر اول که دوگانگی مفهوم ایام معلومات با ایام معدودات باشد تقویت می گردد. اما با توجه به وحدت تعبیرهایی که در دو آیه وارد شده بیشتر این مساله به ذهن می رسد که هر دو اشاره به یک مطلب است، هدف در هر دو توجه به یاد خدا و نام خدا در ایام معینی است که از دهم ذی الحجه شروع می شود و به سیزدهم پایان می یابد. البته یکی از موارد ذکر نام خدا، ذکر نام او به هنگام قربانی است (1) . (1) *
ص: 74
1- 1) و به این ترتیب تضادی که در میان دو قول در تفسیر“ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ “وجود داشت که بعضی آن را به ذکر نام خدا به هنگام ذبح قربانی و بعضی آن را به ذکر نام خدا به طور مطلق تفسیر کرده اند بر طرف می شود، و در حقیقت تفسیر اول مصداقی برای تفسیر دوم خواهد بود، و تفسیر دوم یک مفهوم کلی و وسیع است.
2-ذکر خدا در سرزمین منی
در روایات متعددی می خوانیم که منظور از ذکر خداوند در این ایام، تکبیر مخصوصی است که بعد از نماز ظهر روز عید قربان گفته می شود، و تا پانزده نماز ادامه دارد (یعنی بعد از نماز صبح سیزدهم خاتمه می یابد) و آن این ذکر است
اللّٰه اکبر اللّٰه اکبر، لا اله الا اللّٰه و اللّٰه اکبر، اللّٰه اکبر و للّٰه الحمد، اللّٰه اکبر علی ما هدانا، و اللّٰه اکبر علی ما رزقنا من بهیمه الانعام (1) ضمنا در پاره ای از روایات تصریح شده که تکبیر در این پانزده نوبت مخصوص کسانی است که در سرزمین”منی”و ایام حج باشد، اما کسانی که در سایر بلادند این تکبیرات را تنها بعد از ده نماز می خوانند (از نماز ظهر روز عید شروع می شود و به نماز صبح روز دوازدهم ختم می گردد) (2) .
(1)
(2)
قابل توجه اینکه روایات تکبیر شاهد دیگری است بر اینکه“ذکر”در آیات فوق، جنبه کلی دارد و مخصوص ذکر خدا به هنگام“قربانی کردن”نیست هر چند این مفهوم کلی شامل آن مصداق نیز می شود (دقت کنید) .
* 3-فلسفه و اسرار عمیق حج!. اشاره مراسم پرشکوه حج-همچون عبادات دیگر-دارای برکات و آثار فراوانی ص: 75 1- 1) در بحار الانوار جلد 99 صفحه 306 حدیث فوق از امام موسی بن جعفر (ع) نقل شده است. 2- 2) بحار الانوار جلد 99 صفحه 307. در فرد و جامعه اسلامی است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهره برداری درستی شود می تواند هر سال منشا تحول تازه ای در جوامع اسلامی گردد. این مناسک بزرگ در حقیقت دارای چهار بعد است که هر یک از دیگری ریشه دارتر و پر سودتر است: 1-بعد اخلاقی حج- مهمترین فلسفه حج همان دگرگونی اخلاقی است که در انسانها به وجود می آورد، مراسم“احرام”انسان را به کلی از تعینات مادی و امتیازات ظاهری و لباسهای رنگارنگ و زر و زیور بیرون می برد، و با تحریم لذائذ و پرداختن به خودسازی که از وظائف محرم است او را از جهان ماده جدا کرده و در عالمی از نور و روحانیت و صفا فرو می برد، و آنها را که در حال عادی بار سنگین امتیازات موهوم و درجه ها و مدالها را بر دوش خود احساس می کنند یک مرتبه سبکبار و راحت و آسوده می کند. سپس مراسم دیگر حج یکی پس از دیگری انجام می گیرد، مراسمی که علاقه های معنوی انسان را لحظه به لحظه با خدایش محکمتر و رابطه او را نزدیکتر و قویتر می سازد، او را از گذشته تاریک و گناه آلودش بریده و به آینده ای روشن و پر از صفا و نور پیوند می دهد. مخصوصا توجه به این حقیقت که مراسم حج در هر قدم یاد آور خاطرات ابراهیم بت شکن، و اسماعیل ذبیح اللّٰه، و مادرش هاجر است، و مجاهدتها و گذشتها و ایثارگری آنها را لحظه به لحظه در برابر چشمان انسان مجسم می کند، و نیز توجه به اینکه سرزمین مکه عموما و مسجد الحرام و خانه کعبه و محل طواف خصوصا یاد آور خاطرات پیامبر اسلام و پیشوایان بزرگ و مجاهدتهای مسلمانان صدر اول است این انقلاب اخلاقی عمیقتر می گردد، به گونه ای که در هر گوشه ای از مسجد الحرام و سرزمین مکه انسان، چهره پیامبر ص و علی ع و سایر ص: 76 پیشوایان بزرگ را می بیند، و صدای آوای حماسه های آنها را می شنود. آری اینها همه دست به دست هم می دهند و زمینه یک انقلاب اخلاقی را در دلهای آماده فراهم می سازند، به گونه ای توصیف ناشدنی و رق زندگانی انسان را بر می گردانند و صفحه نوینی در حیات او آغاز می کنند. بی جهت نیست که در روایات اسلامی می خوانیم: “کسی که حج را به طور کامل انجام دهد یخرج من ذنوبه کهیئته یوم ولدته امه! ”: از گناهان خود بیرون می آید همانند روزی که از مادر متولد شده“ (1) . (1) آری حج برای مسلمانان یک تولد ثانوی است، تولدی که آغازگر یک زندگی نوین انسانی می باشد. البته احتیاج به یاد آوری ندارد که این برکات و آثار-و آنچه بعدا به آن اشاره خواهیم کرد-نه برای کسانی است که از حج تنها به پوسته ای از آن قناعت کرده، و مغز آن را بدور افکنده اند و نه برای آنها که حج را وسیله تفریح و سیر و سیاحت و یا تظاهر و ریا و تهیه وسائل مادی شخصی قرار داده و هرگز به روح آن واقف نشده اند سهم آنها همان است که به آن رسیده اند! *
2-بعد سیاسی حج-:
به گفته یکی از بزرگان فقهای اسلام مراسم حج در عین اینکه خالصترین و عمیقترین عبادات را عرضه می کند، مؤثرترین وسیله برای پیشبرد اهداف سیاسی اسلام است.
روح عبادت، توجه به خدا، و روح سیاست، توجه به خلق خدا است، این دو در حج آن چنان به هم آمیخته اند که تار و پود یکپارچه!.
حج عامل مؤثری برای وحدت صفوف مسلمانان است.
ص: 77
1- 1) بحار الانوار ج 99 صفحه 26.
حج عامل مبارزه با تعصبات ملی و نژاد پرستی و محدود شدن در حصار مرزهای جغرافیایی است.
حج وسیله ای است برای شکستن سانسورها و از بین بردن خفقانهای نظامهای ظالمانه ای که در کشورهای اسلامی حکمفرما می شود.
حج وسیله ای است برای انتقال اخبار سیاسی کشورهای اسلامی از هر نقطه به نقطه دیگر، و بالآخره حج، عامل مؤثری است برای شکستن زنجیرهای اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمین.
و به همین دلیل در آن ایام که حاکمان جبار همچون بنی امیه و بنی عباس بر سرزمینهای مقدس اسلامی حکومت می کردند و هر گونه تماس میان قشرهای مسلمان را زیر نظر می گرفتند تا هر حرکت آزادی بخش را سرکوب کنند، فرا رسیدن موسم حج دریچه ای بود به سوی آزادی و تماس قشرهای جامعه بزرگ اسلامی با یکدیگر و طرح مسائل مختلف سیاسی.
روی همین جهت امیر مؤمنان علی ع به هنگامی که فلسفه فرائض و عبادات را می شمرد در باره حج می گوید:
الحج تقویه للدین: “خداوند مراسم حج را برای تقویت آئین اسلام تشریع کرد” (1) .
(1)
بی جهت نیست که یکی از سیاستمداران معروف بیگانه در گفتار پر معنی خود می گوید: “وای به حال مسلمانان!اگر معنی حج را نفهمند، و وای به حال دشمنانشان اگر معنی حج را درک کنند”!.
و حتی در روایات اسلامی، حج به عنوان جهاد افراد ضعیف شمرده شده، جهادی که حتی پیر مردان و پیر زنان ناتوان با حضور در صحنه آن می توانند شکوه و عظمت امت اسلامی را منعکس سازند، و با حلقه های تو در توی نمازگزاران
ص: 78
1- 1) نهج البلاغه کلمات قصار شماره 252.
گرد خانه خدا و سر دادن آوای وحدت و تکبیر، پشت دشمنان اسلام را بلرزانند.
* 3-بعد فرهنگی: ارتباط قشرهای مسلمانان در ایام حج می تواند به عنوان مؤثرترین عامل مبادله فرهنگی و انتقال فکرها در آید. مخصوصا با توجه به این نکته که اجتماع شکوهمند حج، نماینده طبیعی و واقعی همه قشرهای مسلمانان جهان است (چرا که در انتخاب افراد برای رفتن به زیارت خانه خدا هیچ عامل مصنوعی مؤثر نیست و زوار کعبه از میان تمام گروه ها، نژادها، زبانهایی که مسلمانان به آن تکلم می کنند بر خاسته و در آنجا جمع می شوند) . لذا در روایات اسلامی می خوانیم: یکی از فوائد حج نشر اخبار و آثار رسول اللّٰه ص به تمام جهان اسلامی است. “هشام بن حکم”که از دوستان دانشمند”امام صادق (ع) “است می گوید: از آن حضرت در باره فلسفه حج و طواف کعبه سؤال کردم، فرمود: ان اللّٰه خلق الخلق … و امرهم بما یکون من امر الطاعه فی الدین و مصلحتهم من امر دنیاهم فجعل فیه الاجتماع من الشرق و الغرب و لیتعارفوا و لینزع کل قوم من التجارات من بلد الی بلد… ، و لتعرف آثار رسول اللّٰه (ص) و تعرف اخباره و یذکر و لا ینسی: “خداوند این بندگان را آفرید… و فرمانهایی در طریق مصلحت دین و دنیا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئین حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبی یکدیگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند، و هر گروهی سرمایه های تجاری را از شهری به شهر دیگر منتقل کنند… و برای اینکه آثار پیامبر ص و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آوردند و هرگز فراموش ص: 79 نکنند” (1) . (1) به همین دلیل در دورانها خفقان باری که خلفا و سلاطین جور اجازه نشر این احکام را به مسلمانان نمی دادند آنها با استفاده از این فرصت، مشکلات خود را حل می کردند و با تماس گرفتن با ائمه هدی ع و علمای بزرگ دین پرده از چهره قوانین اسلام و سنت پیامبر ص بر می داشتند. از سوی دیگر، حج می تواند، مبدل به یک کنگره عظیم فرهنگی شود و اندیشمندان جهان اسلام در ایامی که در مکه هستند گرد هم آیند و افکار و ابتکارات خویش را به دیگران عرضه کنند. اصولا یکی از بدبختیهای بزرگ این است که مرزهای کشور اسلامی سبب جدایی فرهنگی آنها شود، مسلمانان هر کشور تنها به خود بیندیشند، که در این صورت جامعه واحد اسلامی پاره پاره و نابود می گردد، آری حج می تواند جلو این سرنوشت شوم را بگیرد. و چه جالب می فرماید: امام صادق ع در ذیل همان روایت هشام بن حکم: و لو کان کل قوم انما یتکلمون علی بلادهم و ما فیها هلکوا، و خربت البلاد، و سقطت الجلب و الارباح و عمیت الاخبار… “اگر هر قوم و ملتی تنها از کشور و بلاد خویش سخن بگویند و تنها به مسائلی که در آن است بیندیشند همگی نابود می گردند و کشورهایشان ویران می شود، منافع آنها ساقط می گردد و اخبار واقعی در پشت پرده قرار می گیرد” (2) . (2) *
4-بعد اقتصادی حج-
بر خلاف آنچه بعضی فکر می کنند، استفاده از کنگره عظیم حج برای تقویت پایه های اقتصادی کشورهای اسلامی نه تنها با روح
ص: 80
1- 1) وسائل الشیعه ج 8 صفحه 9.
2- 2) همان مدرک سابق.
حج منافات ندارد بلکه طبق روایات اسلامی یکی از فلسفه آن را تشکیل می دهد چه مانعی دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پایه یک بازار مشترک اسلامی را بگذارند، و زمینه های مبادلاتی و تجاری را در میان خود به گونه ای فراهم سازند که نه منافعشان به جیب دشمنانشان بریزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد، که این دنیا پرستی نیست، عین عبادت است و جهاد.
و لذا در همان روایت”هشام بن حکم“از”امام صادق“ ع ضمن بیان فلسفه های حج صریحا به این موضوع اشاره شده بود که یکی از اهداف حج، تقویت تجارت مسلمانان و تسهیل روابط اقتصادی است.
و در حدیث دیگری از همان امام ع در تفسیر آیه” لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ “ (بقره-198) می خوانیم که فرمود: منظور از این آیه کسب روزی است
فاذا احل الرجل من احرامه و قضی فلیشتر لیبع فی الموسم: “هنگامی که انسان از احرام بیرون آید و مناسک حج را بجا آورد در همان موسم حج خرید و فروش کند (و این موضوع نه تنها گناه ندارد بلکه دارای ثواب است) (1) .
(1)
همین معنی در ذیل حدیثی که از”امام علی بن موسی الرضا” ع بطور مشروح در بیان فلسفه های حج وارد شده است آمده و در پایان آن می فرماید: لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ (2) .
(2)
اشاره به اینکه آیه“ لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ “هم منافع معنوی را شامل می شود و هم منافع مادی را که از یک نظر همه معنوی است.
کوتاه سخن اینکه این عبادت بزرگ اگر بطور صحیح و کامل مورد بهره- برداری قرار گیرد و زوار خانه خدا در آن ایام که در آن سرزمین مقدس حضور
ص: 81
1- 1) تفسیر عیاشی طبق نقل تفسیر المیزان جلد 2 صفحه 86.
2- 2) بحار الانوار جلد 99 صفحه 32.
فعال دارند و دلهایشان آماده است از این فرصت بزرگ برای حل مشکلات گوناگون جامعه اسلامی با تشکیل کنگره های مختلف سیاسی و فرهنگی و اقتصادی استفاده کنند، این عبادت می تواند از هر نظر مشکل گشا باشد، و شاید به همین دلیل است که امام صادق ع می فرماید:
لا یزال الدین قائما ما قامت الکعبه:
“ما دام که خانه کعبه بر پا است اسلام هم بر پا است” (1) .
(1)
و نیز علی ع فرمود: خانه خدا را فراموش نکنید که اگر فراموش کنید هلاک خواهید شد
اللّٰه اللّٰه فی بیت ربکم لا تخلوه ما بقیتم فانه ان ترک لم تناظروا (2) : “خدا را خدا را، در مورد خانه پروردگارتان، هرگز آن را خالی نگذارید که اگر آن را ترک گوئید مهلت الهی از شما برداشته می شود”!.
(2)
و نیز به خاطر اهمیت این موضوع است که فصلی در روایات اسلامی تحت این عنوان گشوده شده است که اگر یک سال مسلمانان بخواهند حج را تعطیل کنند بر حکومت اسلامی واجب است که با زور آنها را به مکه بفرستد (3) .
(3)
***
4-تکلیف گوشتهای قربانی در عصر ما
از آیات فوق به خوبی این معنی استفاده می شود که هدف از قربانی کردن علاوه بر جنبه های معنوی و روحانی و تقرب به درگاه خداوند این است که گوشت آن به مصرفهای لازم برسد هم قربانی کننده از آن استفاده کند و هم قسمتی را به فقیران نیازمند برساند.
از سوی دیگر تحریم اسراف در اسلام، چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد چرا که قرآن و روایات اسلامی و دلیل عقل آن را اثبات کرده است.
ص: 82
1- 1) وسائل الشیعه جلد 8 صفحه 14.
2- 2) نهج البلاغه بخش نامه وصیت 47.
3- 3) وسائل الشیعه ج 8 ص 15”باب وجوب اجبار الوالی الناس علی الحج”.
از مجموع این سخن چنین نتیجه می گیریم که مسلمانان مجاز نیستند گوشتهای قربانی را در سرزمین منی بر روی زمین بیندازند تا گندیده شود و یا در زیر خاکها مدفون کنند، و وجوب قربانی برای حجاج دلیل بر چنین عملی نمی تواند باشد، بلکه اگر نیازمندانی در آن روز و در آن سرزمین پیدا نشوند باید آن را به مناطق دیگر حمل کنند و به مصرف برسانند و این است مقتضای جمع میان ادله (دقت کنید) .
اما متاسفانه در عصر و زمان ما، بسیاری از مسلمانان به حکم اول عمل کرده، و حکم دوم را به دست فراموشی سپرده اند، و هر سال، هزاران هزار، قربانی که گوشتهای آنها می تواند نیازمندی تغذیه گروه عظیمی از محرومان را تا مدتی طولانی بر طرف گرداند در آن سرزمین مقدس به وضع بسیار زننده و نامطلوبی نابود می شود، و تا کنون بسیاری از علما و متفکران و قشرهای دیگر اسلامی در این زمینه با مقامات دولت حجاز صحبت کرده اند، و حتی داوطلب پرداخت هزینه های مؤسساتی که برای نگاهداری و حمل و نقل آنها لازم است شده اند، اما جمود و خشکی روحانیین وهابی از یک سو، و بی اعتنایی مقامات دولت سعودی از سوی دیگر هنوز مانع انجام این کار است.
قطع نظر از مساله تحریم اسراف که یک امر مسلم اسلامی است، اصولا صحنه قربانگاه در روز عید قربان در حال حاضر بقدری زننده و غیر منطقی به نظر می رسد که افراد ضعیف الایمان را به تردید در اصل این برنامه می اندازد، و به دشمنان دستاویز محکمی می دهد، بی آنکه بدانند این نتیجه ندانم کاریهای روحانیون آن منطقه و نظام حاکم بر آن سرزمین است، بنا بر این حفظ عظمت اسلام و اصالت مناسک حج، ایجاب می کند که مسلمانان جهان از همه نقاط، مقامات این کشور را تحت فشار قرار دهند تا به این وضع وحشتناک پایان دهد و حکم اسلام را اجرا کند.
ص: 83
و اگر در روایات اسلامی می خوانیم که بیرون بردن گوشت قربانی از سرزمین منی یا از حرم مکه ممنوع است، این مربوط به زمانهایی بوده که مصرف کننده در آنجا به قدر کافی وجود داشته است.
لذا در روایت صحیح که در منابع معتبر از امام صادق ع نقل شده چنین می خوانیم: یکی از یاران امام ع از همین موضوع سؤال کرد امام فرمود:
کنا نقول لا یخرج منها بشیء لحاجه الناس الیه، فاما الیوم فقد کثر الناس فلا باس باخراجه: “ما سابقا دستور می دادیم که چیزی از آن را از سرزمین منی بیرون نبرند چرا که مردم به آن نیاز داشتند اما امروز چون مردم (و قربانیان آنها) فزونی یافته اند، بیرون بردن آنها بی مانع است” (1) .
(1)
ص: 84
1- 1) وسائل الشیعه جلد 10 صفحه 150 (ابواب الذبح باب 42 حدیث 5) .