[سوره البقره (2) : آیات 224 تا 225]

اشاره

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اَللّٰهَ عُرْضَهً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ اَلنّٰاسِ وَ اَللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (224) لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اَللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ (225)

ترجمه:

224-خدا را در معرض سوگندهای خود قرار ندهید!و برای اینکه نیکی کنید، و تقوا پیشه سازید، و در میان مردم اصلاح کنید (سوگند یاد ننمایید) !و خداوند شنوا و داناست.

225-خداوند شما را به خاطر سوگندهایی که بدون توجه یاد می کنید، مؤاخذه نخواهد کرد، اما به آنچه دلهای شما کسب کرده، (و سوگندهایی که از روی اراده و اختیار، یاد می کنید،) مؤاخذه می کند. و خداوند، آمرزنده و بردبار است.

شان نزول:

میان داماد و دختر یکی از یاران پیامبر ص به نام“عبد اللّٰه بن رواحه” اختلافی روی داد او سوگند یاد کرد که برای اصلاح کار آنها هیچ گونه دخالتی نکند و در این راه گامی بر ندارد. آیه فوق نازل شد و این گونه سوگندها را ممنوع و بی اساس قلمداد کرد.

تفسیر:

تا می توانید سوگند نخورید

چنان که در شان نزول خواندیم: دو آیه فوق ناظر به سوء استفاده از مساله سوگند است، و مقدمه ای محسوب می شود برای بحث آیات آینده که از ایلاء و سوگند در مورد ترک آمیزش جنسی با همسران سخن می گوید.

در نخستین آیه می فرماید: “خدا را در معرض سوگندهای خود برای ترک نیکی و تقوا و اصلاح در میان مردم قرار ندهید و (بدانید) خدا شنوا و دانا است”

ص: 145

سخنان شما را می شنود و از نیات شما آگاه است (وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَهً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّٰاسِ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ) (1) .

(1)

“ایمان”جمع“یمین”به معنی سوگند است، و“عرضه” (بر وزن غرفه) به معنی در معرض قرار گرفتن چیزی است، مثلا جنسی را که به بازار برای فروش می برند و در معرض معامله قرار می دهند، عرضه می نامند، گاهی به موانع نیز، عرضه اطلاق می شود، زیرا در معرض انسان و بر سر راه او قرار دارد.

بعضی نیز گفته اند: منظور این است که حتی برای کارهای نیک، اعم از کوچک و بزرگ، قسم یاد نکنید، و نام خدا را کوچک ننمایید، و به این ترتیب سوگند یاد کردن جز در مواردی که هدف مهمی در کار باشد عمل نامطلوب است این موضوع در احادیث زیادی نیز به چشم می خورد، از جمله اینکه در حدیثی امام صادق ع می فرماید:

و لا تحلفوا باللّٰه صادقین و لا کاذبین فان اللّٰه سبحانه یقول وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَهً لِأَیْمٰانِکُمْ: “هیچ گاه سوگند به خدا یاد نکنید چه راستگو باشید، چه دروغگو، زیرا خداوند سبحان می فرماید: خدا را در معرض سوگندهای خود قرار ندهید” (2) .

(2)

احادیث متعدد دیگری نیز در این زمینه نقل شده است (3) .

(3)

در این صورت تناسب آن با شان نزول چنین است که سوگند یاد کردن در کارهای خوب عملی پسندیده نیست تا چه رسد به اینکه کسی سوگند یاد کند کارهای خوب را ترک کند.

ص: 146

1- 1) مطابق این تفسیر کلمه“لا”در تقدیر است و در اصل لئلا تبروا بوده است، و این معنی با شان نزول کاملا سازگار است، این احتمال نیز وجود دارد که عرضه به معنی مانع باشد، یعنی سوگند به نام خدا را مانع انجام کار نیک و اصلاح در میان مردم قرار ندهید (در واقع تقدیر چنین می شود: لا تجعلوا اللّٰه بسبب ایمانکم حاجزا ان تبروا و تتقوا) ولی توجیه اول، مناسبتر به نظر می رسد.

2- 2) کافی، مطابق نقل نور الثقلین، جلد 1 صفحه 218 حدیث 833 و وسائل الشیعه، جلد 16 صفحه 116 حدیث 5.

3- 3) همان مدرک حدیث 832 و 834 و وسائل الشیعه، جلد 16 صفحه 115 به بعد.

در آیه بعد برای تکمیل این مطلب که قسم نباید مانع کار خیر شود می فرماید:

“خداوند شما را به خاطر سوگندهایی که بدون توجه یاد می کنید مؤاخذه نخواهد کرد” (لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ) .

“اما به آنچه دلهای شما کسب کرده (و سوگندهایی که از روی اراده و اختیار یاد می کنید) مؤاخذه می کند و خداوند آمرزنده و دارای حلم است” (وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ) .

در این آیه خداوند به دو نوع سوگند اشاره کرده است، نوع اول قسمهای لغو است که هیچ گونه اثری ندارد و نباید به آن اعتنا کرد، این نوع قسمها آنهایی است که مردم بدون توجه، تکیه کلام خود قرار می دهند و به آن عادت کرده اند و در هر کاری “لا و اللّٰه” (نه به خدا قسم…) یا“بلی و اللّٰه” (آری به خدا سوگند…) می گویند، این نوع قسمها را قسم لغو می نامند.

زیرا لغو در لغت به تمام کارها و سخنانی گفته می شود که دارای هدف مشخصی نیست، یا از روی اراده و تصمیم سر نمی زند.

بنا بر این سوگندهایی که انسان در حال غضب (در صورتی که غضب سبب بیرون رفتن از حال عادی شود) یاد می کند، جزء قسمهای لغو است و طبق آیه فوق، خداوند مؤاخذه ای بر این گونه قسمها نمی کند و نباید به آن ترتیب اثر داد (هر چند انسان باید خود را چنان تربیت کند که این گونه سوگندها را نیز کنار بگذارد) ، به هر حال این گونه قسمها واجب العمل نیست و مخالفت آن کفاره ندارد. زیرا از روی اراده و تصمیم نیست.

جمله“ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ “می تواند اشاره ای به این معنی بوده باشد.

نوع دوم سوگندهایی است که از روی اراده و تصمیم انجام می گیرد و به تعبیر قرآن قلب انسان آن را کسب می کند، این گونه قسم معتبر است و باید به آن پایبند بود، و مخالفت با آن، هم گناه دارد، و هم موجب کفاره می شود مگر در مواردی که بعدا اشاره خواهد شد، این همان است که در سوره مائده آیه 89 از آن تعبیر به” بِمٰا

ص: 147

عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ “شده است، یعنی سوگندهایی که از روی اراده محکم کرده اید.

* نکته: سوگندهای بی اعتبار قسم یاد کردن از نظر اسلام کار خوبی نیست، ولی در عین حال حرام نمی باشد، و اگر به خاطر هدفهای مهم تربیتی و اجتماعی و اصلاحی انجام گیرد ممکن است واجب یا مستحبّ گردد، ولی با این حال یک سلسله از سوگندهاست که از نظر اسلام به کلی بی اعتبار است، از جمله: 1-سوگندهایی که به غیر نام خدا باشد، حتی قسم خوردن به نام پیامبر ص و ائمه هدی ع واجب العمل نیست، یعنی اگر کسی به غیر نام خدا قسم یاد کند ملزم به انجام آن نمی باشد و مخالفت آن کفاره ندارد. 2-سوگندهایی که برای انجام کار حرام یا مکروه، یا ترک واجب و مستحبّ باشد آن هم اعتباری ندارد، مثل اینکه کسی سوگند یاد کند که دین خود را نپردازد یا با بستگان خویش ترک رابطه کند، یا از اصلاح ذات البین خود داری نماید همان گونه که کرارا دیده شده، بعضی از اشخاص به سبب خاطره بدی که از یک اصلاح ذات البین پیدا می کنند قسم یاد می کنند که هرگز سراغ چنین کاری نروند، به این گونه سوگندها نباید اعتنا کرد، هر چند با نام خدا باشد و یکی از تفسیرهای ” لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ “همین است، ولی قسمهایی که به نام خدا باشد، و موضوع آن کار خوب یا لا اقل کار مباحی است، وفا کردن به آن واجب است، و اگر کسی با آن مخالفت کند کفاره دارد. کفاره آن اطعام ده مسکین یا لباس پوشاندن بر ده نفر نیازمند و یا آزاد کردن یک برده است (این معنی در آیه 89 سوره مائده آمده است) و اکنون که برده وجود ندارد باید یکی از دو کار اول را انجام داد. *

ص: 148