[سوره محمد (47) : آیات 16 تا 19] اشاره وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّٰی إِذٰا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قٰالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ طَبَعَ اَللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ اِتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ (16) وَ اَلَّذِینَ اِهْتَدَوْا زٰادَهُمْ هُدیً وَ آتٰاهُمْ تَقْوٰاهُمْ (17) فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ اَلسّٰاعَهَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَهً فَقَدْ جٰاءَ أَشْرٰاطُهٰا فَأَنّٰی لَهُمْ إِذٰا جٰاءَتْهُمْ ذِکْرٰاهُمْ (18) فَاعْلَمْ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ وَ اِسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ وَ اَللّٰهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ وَ مَثْوٰاکُمْ (19) ص: 445 ترجمه: 16-گروهی از آنان به سخنانت گوش فرا می دهند اما هنگامی که از نزد تو خارج می شوند به کسانی که خداوند به آنها علم و دانش بخشیده (از روی استهزا) می گویند. این مرد الان چه گفت؟ آنها کسانی هستند که خداوند بر قلبهایشان مهر نهاده، و از هوای نفسشان پیروی کرده اند (لذا چیزی نمی فهمند) . 17-کسانی که هدایت یافته اند خداوند بر هدایتشان می افزاید، و روح تقوی به آنها می بخشد. 18-آیا آنها جز این انتظاری دارند که قیامت ناگهان برپا شود (آن گاه ایمان آورند) در حالی که هم اکنون نشانه های آن آمده است، اما هنگامی که بیاید تذکر و ایمان آنها سودی نخواهد داشت. 19-پس بدان که معبودی جز اللّٰه نیست، و برای گناه خود و مردان و زنان با ایمان استغفار کن، و خداوند محل حرکت و قرارگاه شما را می داند. تفسیر: اشاره نشانه های رستاخیز ظاهر شده! این آیات ترسیمی از وضع منافقان در برخوردشان با وحی الهی و آیات و سخنان پیامبر ص و مساله جنگ و مبارزه با دشمنان اسلام است. در سوره های مدنی سخن از منافقان بسیار آمده در حالی که در سوره های مکی از آنها خبری نیست، چرا که مساله نفاق بعد از پیروزی اسلام و قدرت و سلطه آن بود، زیرا مخالفان در موضع ضعیفتر قرار گرفتند آن چنان که مخالفت خود را نمی توانستند آشکارا بیان کنند لذا ظاهرا خود را به لباس اسلام درآورده تا از خشم مسلمین راستین در امان بمانند، ولی در باطن به انواع توطئه ها مشغول بودند، یهود مدینه که از قدرت نظامی و اقتصادی قابل ملاحظه ای برخوردار بودند نیز پشتوانه ای برای منافقین محسوب می شدند. به هر حال آنها در صف مؤمنان راستین جای داشتند، و در نماز جمعه یا ص: 446 در محضر پیامبر ص شرکت می کردند، ولی عکس العملهایشان در برابر آیات قرآن بیانگر قلبهای بیمارشان بود. در نخستین آیه مورد بحث می گوید: "گروهی از آنان نزد تو می آیند، به سخنانت گوش فرا می دهند، اما هنگامی که از نزد تو بیرون می روند به مؤمنانی که خداوند به آنها علم و دانش بخشیده از روی استهزاء و تحقیر می گویند: این مرد الان چه گفت"؟! (وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّٰی إِذٰا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قٰالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً) . منظورشان از این مرد پیامبر ص بود. تعبیر آنها در مورد شخص پیامبر ص و سخنان پر محتوای آن حضرت به قدری زشت و زننده و تحقیرآمیز بود که نشان می داد آنها اصلا به وحی آسمانی ایمان نیاورده اند. "آنفا"از ماده"انف"به معنی"بینی"است، و از آنجا که بینی در صفحه صورت انسان برجستگی خاصی دارد این کلمه در باره افراد شریف یک قوم به کار می رود، و نیز در مورد زمان مقدم بر زمان حال این تعبیر به کار رفته، همانگونه که در آیه مورد بحث آمده است. ضمنا تعبیر به" لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ "نشان می دهد که یکی از مشخصات مؤمنان داشتن آگاهی کافی است آری علم است که سرچشمه ایمان است، و هم زائیده و محصول ایمان. ولی قرآن در پایان آیه پاسخ دندان شکنی به آنها گفته، می فرماید: "سخنان پیامبر ص نامفهوم نبوده و پیچیدگی خاصی ندارد، بلکه کسانی هستند که خداوند بر قلبهایشان مهر نهاده و از هوا و هوسهایشان پیروی کرده اند لذا چیزی از آن نمی فهمند"! (أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ) . ص: 447 در حقیقت جمله دوم علتی است برای جمله نخست یعنی هواپرستی قدرت ادراک حقائق و حس تشخیص را از آدمی می گیرد، و پرده بر قلب او می افکند به طوری که قلوب هواپرستان همانند ظرفی می شود که در آن را بسته و مهر و موم کرده اند، نه چیزی وارد آن می شود و نه چیزی از آن خارج می گردد. *** نقطه مقابل آنها مؤمنان راستین هستند که آیه بعد در باره آنها می گوید: "کسانی که هدایت یافته اند خداوند بر هدایتشان می افزاید، و روح تقوا و پرهیزکاری به آنها می بخشد" (وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زٰادَهُمْ هُدیً وَ آتٰاهُمْ تَقْوٰاهُمْ) . آری آنها نخستین گامهای هدایت را شخصا برداشته، و عقل و خرد و فطرت خویش را در این راه به کار گرفته اند، سپس خداوند طبق وعده ای که داده است مجاهدان راهش را هدایت و راهنمایی بیشتر می کند، نور ایمان به قلب آنها می افکند، و از شرح صدر و روشن بینی بهره مندشان می سازد، این از نظر اعتقاد و ایمان و اما از نظر عمل روح تقوا را در آنها زنده می کند، آن چنان که از گناه متنفر می شوند و به طاعت و نیکی عشق می ورزند. آنها در هر دو جنبه درست نقطه مقابل منافقانی هستند که در آیه قبل به آنها اشاره شده، از یک سو بر دلهای آنها مهر است و چیزی نمی فهمند، و از سوی دیگر در عمل همواره پیرو هوای نفسند، اما مؤمنان روز به روز بر هدایتشان افزوده می شود و در مقام عمل بر تقوایشان. *** در آیه بعد به عنوان هشداری به این گروه بی ایمان استهزاء کننده، می فرماید: "آیا آنها جز این انتظاری دارند که قیامت ناگهان برپا شود آن گاه ایمان بیاورند، در حالی که هم اکنون نشانه های آن آمده است، اما هنگامی که قیامت رسما برپا شود دیگر بیداری و تذکر و ایمان آنها سودی نخواهد داشت"! ص: 448 (فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السّٰاعَهَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَهً فَقَدْ جٰاءَ أَشْرٰاطُهٰا فَأَنّٰی لَهُمْ إِذٰا جٰاءَتْهُمْ ذِکْرٰاهُمْ) . آری آنها آن موقعی که باید ایمان بیاورند و مفید است سرسختی و لجاجت به خرج می دهند، و در برابر حق تسلیم نمی شوند، بلکه به سخریه و استهزاء برمی خیزند، ولی آن زمان که حوادث هولناک و آغاز قیامت جهان را به لرزه درمی آورد اینگونه افراد به وحشت می افتند، و اظهار خضوع و ایمان می کنند در حالی که هیچ سودی به حالشان ندارد. این عبارت درست به این می ماند که به دیگری می گوئیم آیا انتظار داری هنگامی که کار از کار گذشت و بیمارت مشرف بر مرگ شد طبیب و دارو بیاوری؟! پس بیا پیش از آنکه فرصت از دست برود قدمی بردار، قدمی سودمند و مؤثر. "اشراط"جمع"شرط" (بر وزن شرف) به معنی"علامت"است، بنا بر این"اشراط الساعه"اشاره به نشانه های نزدیک شدن قیامت است. در اینکه منظور از نشانه های نزدیک شدن رستاخیز در اینجا چیست؟ مفسران بحثهای فراوانی دارند، و حتی رساله های مختصر و مفصلی در این زمینه نگاشته شده. اما بسیاری معتقدند منظور از"اشراط الساعه"در آیه مورد بحث قیام شخص پیامبر اسلام ص است، به شهادت حدیثی که از خود آن حضرت نقل شده که فرمود: بعثت انا و الساعه کهاتین و ضم السبابه و الوسطی: "بعثت من و قیامت مانند این دو است اشاره به دو انگشت مبارکش کرد، انگشت اشاره و انگشت وسط که در کنار یکدیگرند" (1) . (1) و بعضی مساله"شق القمر"و پاره ای دیگر از حوادث عصر پیامبر ص را ص: 449 1- 1) "مجمع البیان"، "تفسیر قرطبی"، "تفسیر فی ظلال"، و تفاسیر دیگر ذیل آیات مورد بحث (با مختصر تفاوتی در تعبیر) . نیز جزء"اشراط الساعه"شمرده اند. احادیث متعددی در این زمینه نیز وارد شده که مخصوصا شیوع بسیاری از گناهان در میان مردم به عنوان نشانه های نزدیک شدن قیامت معرفی شده است. مانند حدیثی که شیخ مفید در"روضه الواعظین"از پیامبر ص نقل کرده که فرمود: من اشراط الساعه ان یرفع العلم، و یظهر الجهل، و یشرب الخمر و یفشد الزنا: "از نشانه های قیامت برچیده شدن علم، و آشکار شدن جهل، و شرب خمر و کثرت زنا است" (1) . (1) حتی حوادث مهم و مؤثری همانند قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) به عنوان"اشراط الساعه"شمرده شده است. اما این نکته لازم به یادآوری است که ما گاهی از"اشراط الساعه" به طور مطلق بحث می کنیم که نشانه های نزدیک شدن قیامت چیست؟ ، و گاه در مورد خصوص آیه. در مورد آیه مطلب همان است که گفتیم، و اما در باره نشانه های نزدیک شدن قیامت به طور مطلق بحثها و روایات فراوانی است که در کتب معروف اسلامی آمده است، و در بحث نکات اشاره خواهیم کرد (2) . (2) *** آیا قیام پیامبر (ص) از نشانه های نزدیکی قیامت است؟ در اینجا این سؤال پیش می آید که چگونه قیام پیامبر ص را از ص: 450 1- 1) "نور الثقلین"جلد 5 صفحه 37. 2- 2) با توجه به آنچه گفتیم معلوم می شود که منظور از جمله" فَقَدْ جٰاءَ أَشْرٰاطُهٰا "این نیست که تمام نشانه های قیامت در عصر پیامبر (ص) آشکار شده، بلکه منظور این است که بعضی از آنها ظاهر شده که خبر از نزدیکی قیامت می دهد هر چند، قسمتهایی از آن بعدا آشکار گردد. نشانه های نزدیکی قیامت شمرده اند؟ در حالی که 15 قرن می گذرد و هنوز از قیامت خبری نیست؟ پاسخ این سؤال با توجه به یک نکته روشن می شود و آن اینکه: باقی مانده دنیا را در مقایسه با گذشته آن باید محاسبه کرد، و در چنین مقایسه ای آنچه از عمر دنیا باقی مانده چیز مهمی نیست، چنان که در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص آمده است که روزی بعد از عصر و نزدیک غروب آفتاب برای یارانش خطبه می خواند فرمود: و الذی نفس محمد (ص) بیده مثل ما مضی من الدنیا فیما بقی منها الا مثل ما مضی من یومکم هذا فیها بقی منه، و ما بقی منه الا الیسیر: "سوگند به کسی که جان محمد ص به دست او است آنچه از دنیا گذشته نسبت به آنچه باقی مانده مانند مقداری است که امروز شما گذشته نسبت به آنچه باقی مانده است و می بینید که جز مقدار کمی باقی نمانده است" (1) . (1) *** آخرین آیه مورد بحث به عنوان نتیجه گیری از گفتگوهایی که در آیات قبل پیرامون ایمان و کفر و سرنوشت مؤمنان و کافران آمده بود، می فرماید: "پس بدان که معبودی جز اللّٰه نیست" (فَاعْلَمْ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ) . یعنی روی خط توحید محکم به ایست که داروی شفابخش و بهترین وسیله نجات همین توحید است که آثار آن در آیات قبل بیان شد. بنا بر این مفهوم این سخن آن نیست که پیامبر ص از توحید آگاه نبوده بلکه منظور ادامه این خط است، درست شبیه آنچه در تفسیر سوره حمد در آیه اِهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِیمَ گفته اند که مفهومش هدایت نیافتن نیست بلکه مفهومش این است که ما را بر خط هدایت ثابت بدار. ص: 451 1- 1) روح المعانی جلد 26 صفحه 48. این احتمال نیز وجود دارد که منظور تفکر بیشتر در امر توحید، و ارتقاء به مقامات بالاتر است، چرا که این مساله ای است که هر چه در آن بیشتر بیندیشند و آیات خدا را بیشتر مطالعه کنند به مرحله عالی تری می رسند، و بررسی آنچه در آیات قبل در مورد ایمان و کفر گفته شد خود عاملی است برای افزایش ایمان و کفر. سومین تفسیر این است که منظور از آن جنبه های عملی توحید است یعنی بدان تنها پناهگاه در عالم او است، به او پناه بر، و حل مشکلاتت را فقط از او بخواه، و از انبوه دشمنان هرگز وحشت مکن. این تفسیرهای سه گانه منافاتی با هم ندارند و ممکن است در مفهوم آیه جمع شود. به دنبال این مساله عقیدتی باز به سراغ مساله تقوا و پاکی از گناه رفته، می افزاید: "برای گناه خود و مردان و زنان با ایمان استغفار کن" (و اِسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ) . پیدا است پیامبر ص به حکم مقام عصمت هرگز مرتکب گناهی نشده، اینگونه تعبیرها یا اشاره به مساله"ترک اولی"و"حسنات الأبرار سیئات المقربین" است، و یا سرمشقی است برای مسلمانان. در حدیثی آمده است که"حذیفه یمان"می گوید: "من مرد تندزبانی بودم و نسبت به خانواده ام تندی می نمودم، عرض کردم ای رسول خدا!می ترسم عاقبت زبانم مرا دوزخی کند!"پیامبر ص فرمود: فاین انت من الاستغفار؟ انی لاستغفر اللّٰه فی الیوم مائه مره!: "از استغفار غفلت مکن، حتی خود من هر روز یکصد مرتبه استغفار می کنم"! (در بعضی از روایات نیز هفتاد مرتبه آمده است) (1) . (1) ص: 452 1- 1) "مجمع البیان"جلد 9 صفحه 102 (ذیل آیات مورد بحث) . اگر دیگران از گناهان و معاصی خود استغفار می کنند پیغمبر اکرم ص از آن لحظه ای که از یاد خدا غافل مانده و یا کار خوبتری را رها کرده و به سراغ خوب رفته است. این نکته نیز قابل توجه است که در اینجا خداوند برای مؤمنین و مؤمنات شفاعت کرده، و دستور استغفار به پیامبرش داده، تا آنها را مشمول رحمت خود کند، و از اینجا عمق مساله"شفاعت"در دنیا و آخرت، و همچنین مشروعیت و اهمیت مساله"توسل"ظاهر می شود. و در ذیل آیه به عنوان بیان علت می فرماید: "خداوند محل حرکت و قرارگاه شما را می داند" (وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ و مثویکم) . از ظاهر و آشکار و درون و برون و سر و نجوای شما با خبر است، و حتی از اندیشه ها و نیات شما در حرکات و سکونتان کاملا آگاهی دارد، به همین دلیل باید به سوی او بروید و از درگاه او طلب عفو کنید. "متقلب"به معنی جایگاه رفت و آمد و"مثوی"به معنی محل استقرار است (1) . (1) ظاهر این است که این دو کلمه مفهوم وسیعی دارد که تمام حرکات و سکون آدمی را چه در دنیا و چه در آخرت، چه در دوران جنینی و چه در قبور، را شامل می شود، هر چند بسیاری از مفسران معانی محدودی برای آن نموده اند. بعضی گفته اند منظور حرکات انسان در روز و سکونت او در شب است. بعضی دیگر گفته اند منظور مسیر انسان در دنیا، و قرارگاه او در آخرت است. ص: 453 1- 1) بنا بر این"متقلب"اسم مفعول است که در اینجا به معنی اسم مکان آمده، ولی جمعی آن را"مصدر میمی"می دانند، که به معنی انتقال از حالی به حالی می باشد. ولی معنی اول با توجه به قرینه مقابله با"مثوی"که مسلما اسم مکان است مناسبتر است. بعضی دگرگونی انتقال انسان را در صلب پدران و رحم مادران، و ثبات او را در قبر مطرح کرده اند. و بالآخره بعضی حرکات او را در سفر و آرامش او را در حضر عنوان نموده اند. ولی همانگونه که گفتیم آیه مفهوم گسترده ای دارد که همه اینها را شامل می شود. *** نکته: اشراط الساعه چیست؟ همانگونه که گفتیم"اشراط"جمع"شرط"به معنی"علامت"است، و"اشراط الساعه"نشانه های نزدیک شدن قیامت را می گویند که در منابع شیعه و اهل سنت در روایات بسیاری از آن بحث شده، و در قرآن مجید تنها در همین مورد به آن اشاره شده است. یکی از مشروحترین و جامعترین احادیث در این زمینه حدیثی است که ابن عباس از پیغمبر گرامی اسلام ص در داستان حجه الوداع نقل کرده که بسیاری از مسائل را به ما می آموزد، و حاوی نکات فراوانی است، و روی همین جهت تمام آن را ذیلا می آوریم: او می گوید: ما با پیامبر اسلام ص در"حجه الوداع"بودیم (حجه الوداع آخرین حجی است که پیامبر در سال آخر عمر خود بجا آورد) حضرت حلقه در خانه کعبه را گرفت و رو به ما کرده فرمود: آیا شما را از"اشراط الساعه"آگاه کنم؟ -و سلمان در آن روز از همه به پیامبر ص نزدیکتر بود-عرض کرد آری ای رسول خدا ص. ص: 454 فرمود:از نشانه های قیامت تضییع نماز، پیروی از شهوات، تمایل به هواپرستی، گرامی داشتن ثروتمندان، فروختن دین به دنیا است، و در این هنگام است که قلب مؤمن در درونش آب می شود، آن چنان که نمک در آب، از اینهمه زشتیها که می بیند و توانایی بر تغییر آن ندارد. سلمان گفت آیا چنین امری واقع می شود ای رسول خدا. فرمود: آری سوگند به آن کس که جانم به دست او است، ای سلمان! در آن زمان زمامدارانی ظالم، وزرایی فاسق، کارشناسانی ستمگر، و امنایی خائن بر مردم حکومت می کنند. "سلمان"پرسید آیا این امر واقع می شود ای رسول خدا؟!. فرمود: آری سوگند به آن کس که جانم در دست او است، ای سلمان!در آن هنگام زشتیها زیبا، و زیبائیها زشت می شود، امانت به خیانتکار سپرده می شود، و امانتدار خیانت می کند، دروغگو را تصدیق می کنند و راستگو را تکذیب!. "سلمان"سؤال می کند: آیا چنین چیزی واقع می شود ای رسول خدا؟! فرمود: آری سوگند به کسی که جانم در دست او است، ای سلمان!در آن روز حکومت به دست زنان، و مشورت با بردگان خواهد بود، کودکان بر منابر می نشینند، و دروغ، ظرافت، و زکات، غرامت، و بیت المال، غنیمت محسوب می شود!. مردم به پدر و مادر بدی می کنند، و به دوستانشان نیکی، و ستاره دنباله دار در آسمان ظاهر می شود. سلمان گفت: آیا این امر واقع می شود ای رسول خدا؟! فرمود: آری سوگند به کسی که جانم به دست او است، ای سلمان!در آن زمان زن با شوهرش شریک تجارت می شود (و هر دو تمام تلاش خود را در بیرون خانه و برای ثروت اندوزی به کار می گیرند) باران کم، و صاحبان کرم خسیس، و تهی دستان حقیر شمرده می شوند. در آن هنگام بازارها به یکدیگر نزدیک ص: 455 می گردد، یکی می گوید چیزی نفروختم، و دیگری می گوید سودی نبردم، و همه زبان به شکایت و مذمت پروردگار می گشایند!. "سلمان"گفت: آیا این امر واقع می شود ای رسول خدا؟!. فرمود: آری سوگند به کسی که جانم در دست اوست، ای سلمان!در آن زمان اقوامی به حکومت می رسند که اگر مردم سخن بگویند آنها را می کشند، و اگر سکوت کنند همه چیزشان را مباح می شمرند، اموال آنها را غارت می کنند و احترامشان را پایمال و خونهایشان را می ریزند، و دلها را پر از عداوت و وحشت می کنند، و همه مردم را ترسان و خائف و مرعوب می بینی!. "سلمان"عرض کرد: آیا این امر واقع می شود ای رسول خدا؟!. فرمود آری، قسم به آن کسی که جانم به دست او است، ای سلمان!در آن هنگام چیزی از مشرق چیزی از مغرب می آورند (قوانینی از شرق و قوانینی از غرب) و امت من متلون می گردد!وای در آن روز بر ضعفای امت از آنها، و وای بر آنها از عذاب الهی، نه بر صغیر رحم می کنند، نه احترام به کبیر می گذارند، و نه گنهکاری را می بخشند، بدنهایشان همچون آدمیان است اما قلوبشان قلوب شیاطین!. "سلمان"گفت: آیا این امر واقع می شود ای رسول خدا ص؟!. فرمود: آری قسم به آن کس که جانم در دست او است، ای سلمان!در آن زمان مردان به مردان قناعت می کنند، و زنان به زنان، و بر سر پسران به رقابت برمی خیزند همانگونه که برای دختران در خانواده هایشان!. مردان، خود را شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان می کنند، و زنان بر زین سوار می شوند (و به خودنمایی می پردازند) بر آنها لعنت خدا باد!. "سلمان"عرض کرد: آیا این امر واقع می شود ای رسول خدا ص؟!. فرمود: آری سوگند به کسی که جانم در دست او است، ای سلمان!در ص: 456 آن زمان به تزیین مساجد می پردازند، آن چنان که معابد یهود و نصارا را تزیین می کنند، قرآنها را می آرایند (بی آنکه به محتوای آن عمل کنند) مناره های مساجد طولانی، و صفوف نمازگزاران فراوان، اما دلها نسبت به یکدیگر دشمن و زبانها مختلف است!. "سلمان"گفت: آیا این امر واقع می شود ای رسول خدا؟!. فرمود: آری سوگند به کسی که جانم در دست او است، ای سلمان!در آن هنگام پسران امت مرا با طلا تزیین می کنند، و لباسهای ابریشمین حریر و دیباج می پوشند، و از پوستهای پلنگ برای خود لباس تهیه می کنند!. "سلمان"عرض کرد: آیا این امر واقع شدنی است ای رسول خدا؟!. فرمود: آری سوگند به کسی که جانم به دست او است، ای سلمان!در آن هنگام زنا آشکار می گردد، معاملات با غیبت و رشوه انجام می گیرد، دین را فرو می نهند و دنیا را برمی دارند. "سلمان"گفت: آیا این امری شدنی است ای رسول اللّٰه ص؟!. فرمود: آری سوگند به کسی که جانم به دست او است، ای سلمان!در آن هنگام طلاق فزونی می گیرد، و حدی برای خدا اجرا نمی شود، اما با این حال به خدا ضرر نمی زنند (خودشان زیان می بینند) . "سلمان"عرض کرد: آیا این امری شدنی است ای رسول خدا؟!. فرمود: آری، سوگند به کسی که جانم به دست او است، ای سلمان!در آن هنگام زنان خواننده، و آلات لهو و نوازندگی آشکار می شود، و اشرار امتم به دنبال آن می روند. "سلمان"گفت: آیا این شدنی است ای رسول خدا؟! فرمود آری سوگند به کسی که جانم به دست او است، ای سلمان!در آن هنگام اغنیای امتم برای تفریح به حج می روند، و طبقه متوسط برای تجارت، ص: 457 و فقرای آنها برای ریا و تظاهر!در آن زمان اقوامی پیدا می شوند که قرآن را برای غیر خدا فرا می گیرند، و با آن همچون آلات لهو رفتار می کنند، و اقوامی روی کار می آیند که برای غیر خدا علم دین فرا می گیرند، فرزندان نامشروع فراوان می شود، و قرآن را به صورت غنا می خوانند، و برای دنیا بر یکدیگر سبقت می گیرند. سلمان عرض کرد: آیا این امر واقع می شود ای رسول خدا؟!. فرمود: آری، سوگند به کسی که جانم به دست او است، ای سلمان!این در زمانی است که پرده های حرمت دریده می شود، گناه فراوان، بدان بر نیکان مسلط می گردند، دروغ زیاد می شود، لجاجت آشکار، و فقر فزونی می گیرد، و مردم با انواع لباسها بر یکدیگر فخر می فروشند، بارانهای بی موقع می بارد، قمار و آلات موسیقی را جالب می شمرند، و امر به معروف و نهی از منکر را زشت می دانند. به گونه ای که مؤمن در آن زمان از همه امت خوارتر است قاریان قرآن و عبادت کنندگان پیوسته به یکدیگر بدگویی می کنند، و آنها را در ملکوت آسمانها افرادی پلید و آلوده می خوانند. "سلمان"عرض کرد: آیا این امر واقع می شود ای رسول خدا ص؟!. فرمود: آری، سوگند به کسی که جانم در دست او است، ای سلمان!در آن هنگام ثروتمند رحمی بر فقیر نمی کند، تا آنجا که نیازمندی در میان جمعیت به پا می خیزد و اظهار حاجت می کند، و هیچکس چیزی در دست او نمی نهد!. "سلمان"گفت: آیا این امر شدنی است ای رسول خدا؟!. فرمود: آری سوگند به کسی که جانم به دست او است، ای سلمان!در آن هنگام"رویبضه"سخن می گوید!. سلمان عرض کرد: پدر و مادرم فدایت باد ای رسول خدا!"رویبضه" ص: 458 چیست؟ فرمود: کسی در باره محروم سخن می گوید که هرگز سخن نمی گفت (و کسی اظهار نظر می کند که مجال اظهار نظر به او نمی دادند) . در این هنگام طولی نمی کشد که فریادی از زمین برمی خیزد، آن چنان که هر گروهی خیال می کنند این فریاد در منطقه آنها است. باز مدتی که خدا می خواهد به همان حال می مانند، سپس در این مدت زمین را می شکافند و زمین پاره های دل خود را بیرون می افکند، فرمود منظورم طلا و نقره است، سپس به ستونهای مسجد با دست مبارکش اشاره کرد و گفت: همانند اینها!و در آن روز دیگر طلا و نقره ای به درد نمی خورد (و فرمان الهی فرا می رسد) این است معنی سخن پروردگار" فَقَدْ جٰاءَ أَشْرٰاطُهٰا " (1) . (1) *** ص: 459 1- 1) تفسیر"علی بن ابراهیم"مطابق نقل"نور الثقلین"و"تفسیر صافی" (ذیل آیه مورد بحث) .